برگردان به زبان ساده
غمش در نهانخانهٔ دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند
غم او در دل به آرامی و به زیبایی نشسته است، مانند اینکه لیلی با زینت و شکوه بر روی کجاوه(تخت روان) مینشیند.
به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریهام ناقه در گل نشیند
به دنبال محمل [لیلی](هودج، اتاقک مانندی که روی شتر میبستند) آنقدر میگریم که صحرا از آب اشکهای من به گِلزاری بدل شود و شتر او از رفتن در گل بماند.
خلد گر به پا خاری آسان بر آرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند
اگر خار به پایم برود هرچند سوزنده باشد ولی به آسانی بیرون میآورم. با دردی که همچون خاری بر دلم فرو شده، چه کنم؟!
پی ناقهاش رفتم آهسته ترسم
غباری به دامان محمل نشیند
به آرامی به دنبال شترش رفتم، زیرا نگران بودم که گرد و غباری به پردهی محمل(اتاقک روی شتر) او نشیند.
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
دل مرا را نرنجان، زیرا این دل همچون پرندهای آزاد و وحشی است، اگر برخیزد به سادگی بر بام نمینشیند.
عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن پای در گل نشیند
هوش مصنوعی: چه تعجبی دارد اگر گلی بخندد وقتی سروی در این باغ پایش به گلها مینشیند؟
بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
به جشن و محفل محبت(نوعی محفل همگانی که مشابه پیشرفتهی آن سماع را داریم) میبالم، جایی که در آن، نادار و دارا روبروی هم مینشینند. چراکه مقامات دنیا در آنجا بیمعنی است.
طبیب از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل نشیند؟
هوش مصنوعی: هرگز در دنیا درمانگر را در جستجوی خواستههایش گم نکن، زیرا کسی که میان دو مقصد نشسته، به هیچ یک نمیرسد.