برگردان به زبان ساده
کاروان عشق را بانگ درای دیگرست
گوش ما بر ناله دردآشنای دیگرست
هوش مصنوعی: در کاروان عشق صداهایی دیگر شنیده میشود، اما ما بیشتر به نالهها و دردهای آشنایی که داریم توجه میکنیم.
بر دل تنگم در فیضی است هر زخم ستم
بر تنم هر داغ باغ دلگشای دیگرست
هوش مصنوعی: دل تنگ و ناراحتم از آرامش پر است، اما هر زخم و رنجی که بر جسمم وارد میشود، باز هم دردی دیگر است که به قلبم آرامش میبخشد.
شمع ما را از نسیم صبحدم اندیشه نیست
روشنائی، محفل ما را ز جای دیگرست
هوش مصنوعی: شمع ما تحت تاثیر نسیم صبحگاهی نیست و روشنایی که داریم، از جایی دیگر فراهم شده است.
زندگی بی آه و اشگم نیست ممکن همچو شمع
در دیار عاشقان آب و هوای دیگرست
هوش مصنوعی: زندگی بدون حسرت و غم برایم ممکن نیست. مانند شمعی که در دنیای عاشقان وجود دارد، برای او شرایط و حال و هوای متفاوتی وجود دارد.
صید لاغر را کنند آزاد، حیرانم چرا
هر قدم در راه من دام بلای دیگرست
هوش مصنوعی: شکوه و نارضایتیام از این است که چرا در هر مرحله از زندگیام با مشکلات و مصیبتهای جدیدی مواجه میشوم، در حالی که بقیه میتوانند آزاد و بیدغدغه حرکت کنند.
هر چه میکاهد زتن، بر روح افزاید طبیب
در جهان نیستی نشو و نمای دیگرست
هوش مصنوعی: هرچه از جسم کم میشود، بر روح اضافه میشود. در این جهان مادی، رشد و تحول متفاوتی وجود دارد.