برگردان به زبان ساده
یاد آر ای ستمگر از حال خاکساری
روزی اگر به کویت باد آورد غباری
هوش مصنوعی: به یاد آور ای ظالم که روزی ممکن است حال کسی را که خاکسار و خاکنشین است، به یاد بیاوری، وقتی بادی از سمت کوی تو عبور کند و گرد و غباری به همراه داشته باشد.
هر کس درین گلستان نخلی نشاند بر داد
جز نخل ما که هرگز باری نداد باری
هوش مصنوعی: هر کسی در این باغ درختی کاشته، که به ثمر نشسته است، اما درخت ما هیچ میوهای به بار نیاورده است.
ما در پس و تو جانا در منزلی نشسته
ما غرقه و تو یارا آسوده در کناری
هوش مصنوعی: ما در جایی نشستهایم و غرق در افکار و احساسات هستیم، در حالی که تو در گوشهای آسوده و راحت به سر میبری.
پر اشگ حسرتم چشم در گرد کلفتم دل
این دشت بیکرانست و آن بحر بیکناری
هوش مصنوعی: چشمم پر از اشک حسرتم است و دل من مانند دشتی بیانتها و باری دیگر، دریایی بیکران را حس میکند.
هر کس به وعده گاهی عمری نشسته باشد
از حال ماست آگاه در راه انتظاری
هوش مصنوعی: هر کسی که در مکانی به انتظار وعدهای نشسته باشد، از وضعیت و حال ما باخبر است و در مسیر انتظار قرار دارد.
دردا که رفت عمر و از تو نشد نصیبم
نه غمزه نهانی نه لطف آشکاری
هوش مصنوعی: هیهات که عمرم به پایان رسید و هیچ بهرهای از تو نصیبم نشد، نه از زیباییهای پنهان و نه از مهربانیهای آشکار.
کشتی مرا و خونم بادت حلال جانا
یکبار بر مزارم گر افکنی گذاری
هوش مصنوعی: ای معشوق، کشتیام را نجات بده و خونم را از خودت ببخش. تنها یک بار بر مزارم قدم بگذار.
بگزیده از نکویان دیگر طبیب خسته
هجران گزین نگاری فرقت پسند یاری
هوش مصنوعی: بهترین پزشکان را برگزیدهام، اما از درد جدایی و دوری رنج میبرم؛ یاری انتخاب کردم که به جدایی علاقهمند است.