قصاید
طبیب اصفهانی
»
دیوان اشعار
»
قصاید
شمارهٔ ۱ - در لذت غم و مدح رسول اکرم (ص) با تجدید مطلع گوید : حاشا که کَشَم بَهْرِ طَرَب، ساغَرِ جَم را
شمارهٔ ۲ - یک قصیده : ای یافته، صبح از دمِ جانبَخْشِ تو، دَم را
شمارهٔ ۳ - در مدح امیرالمؤمنین و اظهار اشتیاق بزیارت آن بزرگوار گوید : ای خداوندی که در گیتی مثل شد در سخا
شمارهٔ ۴ - در مدح امام الثقلین ابوالسبطین گوید : دوش بودم بخواب وقت سحر
شمارهٔ ۵ - در خطاب بفلک دون پرور و مدح امیرالمؤمنین حیدر گوید : چیست آن پیکر سیمین که نگردد یکبار
شمارهٔ ۶ - در وصف بهار ومدح حیدر کرار گوید : مژده بلبل راکه آمد گل بباغ شاخسار
شمارهٔ ۷ - در مدح امام المتقین امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرماید : درگهت را که هست غیر طور
شمارهٔ ۸ - ابیات ذیل در «تذکره عذری» از همین طبیب نقل گردیده و چنان که پیداست از قصیدهای بوده، ولی این قصیده در هیچیک از دو نسخه دیوان که در دسترس ماست مسطور نگردیده است : تویی آن خسرو عادل به جهان کآوردی
شمارهٔ ۹ - در مدح ابوالحسن علی بن ابیطالب گوید : ز دل با تو ای شوخ شیرینشمایل
شمارهٔ ۱۰ - در بیوفایی روزگار و مدیحه رسول مختار گوید : ای مبارک همای فرخفال
شمارهٔ ۱۱ - در مدح امام والمتقین و یعسوب الدین امیرالمؤمنین گوید : تا تو رفتی چون خدنگم از برای زیباصنم
شمارهٔ ۱۲ - در مدح ابوالائمه و غوث الامه علی علیه السلام گوید : دوش از این رواق نیلی فام
شمارهٔ ۱۳ - یک قصیده : چو چنگ نالم و افغان که نغمه انگاری
شمارهٔ ۱۴ - در فیض بیداری و مدح شاه سریر ولایت (با تجدید مطلع) گوید : صلا زدند سحر بلبلان گلزاری