برگردان به زبان ساده
ای نجیب مؤید سکنه
میخ کوب کفایت پدری
هوش مصنوعی: ای نیکوکار، که در پناهگاه و آرامش، به خوبی برای مردم عمل میکنی مانند پدری که به خانوادهاش رسیدگی میکند.
تا تو نبوی پدر شود بیکار
گر بروی بلا و درد سری
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در کنار من هستی، پدر بیکاری نمیشود. اگر تو بروی، درد و مشکلات به سراغ من میآید.
هیچ گوئی براستی تو بدانک
همه را میزنی و چون نخوری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو به طور واقعی به این موضوع بیتوجهی و بیاعتنایی میکنی که همه را آزار میدهی، اما خودت هیچ آسیب یا خسارتی نمیبینی.
پیرنند نجیل تنها خوار
مانده بی کار و تو بکار دری
هوش مصنوعی: سالمند و باتجربهای که در گذشته دچار مشکلاتی شده، حالا بیکار و بیکار شده است. تو باید به کارهای خود ادامه دهی و از آنچه داری بهرهبرداری کنی.
بربودی ازو ز سایه تیغ
موی ریش و سبیل و . . . ن ز خری
هوش مصنوعی: از موهای ریش و سبیل او که زیر تیغ بود، از او چیزی نمانده است، حتی مثل اسبی که بیارزش باشد.
چون تبر تیشه با همه عملی
میزنی زیر و می بری زبری
هوش مصنوعی: تو مانند تبر و تیشه، با هر عملی که انجام میدهی، همه چیز را زیر و رو کرده و سختیها را از بین میبری.
در تراش معاملت به قلم
پیش روی آبدار و با گهری
هوش مصنوعی: در کار معاملت و تجارت، باید دقت و مهارت داشته باشی تا بتوانی به خوبی عمل کنی و به دستاوردهای ارزشمندی دست پیدا کنی.
احمد تیشه را چو دسته نهی
ناله بردارد و گری و گری
هوش مصنوعی: وقتی احمد تیشه را به دستان خود میگیرد، صدای ناله و گریهاش بلند میشود.
هست معشوقه ایش همچون میش
راست بر چوب شهری و سفری
هوش مصنوعی: معشوقه آنها مانند گوسفندی است که به درستی بر چوبی واقع در شهر و سفر قرار گرفته است.
مانجه اش گوی را همی ماند
سه سو و نفر و دلفریب و فری
هوش مصنوعی: این بیت به تصویری از زیبایی و جذابیت اشاره دارد که گوی، یعنی یک شیء دایرهای و جالب، در میان سه سوی مختلف قرار دارد. این تصویر میتواند نشاندهندهٔ جاذبه و ظرافت باشد که نظرها را به خود جلب میکند و هر فردی را به وسیلهٔ زیباییاش فریب میدهد.
چون شکاف قفیزه ایر است
آن شکاف . . . سش چو درنگری
هوش مصنوعی: وقتی شکاف قفیزه را میبینی، در واقع نشانهای از آن چیزی است که در درون وجود دارد. این نشان میدهد که اگر کمی تأمل کنی و به دقت بنگری، زیبایی و عمق خفا را در آن مشاهده خواهی کرد.
خود شکاف سیش نیاید تنگ
گر که میره بمانجه اش ببری
هوش مصنوعی: اگر که میخواهی شتابانی به سوی هدف خود بروی، نباید خودت را در تنگنا قرار دهی. در واقع، باید با تسلط و آرامش به پیش برانی و موانع را در هم بکشی.
تا دو ساقش چو نیم چارسوی
برنگیری ز کار بی خبری
هوش مصنوعی: تا وقتی که دو پای او را مانند نیم دایرهای بلند نگیری، از کار و بیخبری رهایی نخواهی یافت.
برکشی چون رسن ز مصر بچین
خط خط اندازه . . . سش شمری
هوش مصنوعی: چون رشتهای را از مصر برمیداری، آن را به اندازه و با دقت تقسیم کن.
گرد بر گرد . . . وش چون پرگار
بر همان راه رفته می گذری
هوش مصنوعی: در اینجا به معنای این است که شما همچون پرگاری که در یک مسیر مشخص حرکت میکند، در مسیر خود به طور مداوم و بیوقفه ادامه میدهید و در جهتی مشخص از پیش تعیینشده حرکت میکنید.
ور چو برمه کمانچه بر تو کشید
لوک آنجای را بسر نبری
هوش مصنوعی: اگر همچون برمه، کمانچهای بر تو کشیده شود، آنجا را به آسانی ترک نخواهی کرد.
پسر عمت از تو بار آرد
گر تو آن چوب خانه را نخری
هوش مصنوعی: اگر تو چوب خانه را نخرى، پسر عمت از تو بارى نمیآورد.
به همه آلت درود گران
سوزنی گفت مدح تو ز خری
هوش مصنوعی: سوزنی به همه گفت که ستایش تو بر من دشوار است.
پیش ازین کان خراج برگیرند
تو فرومانی از درودگری
هوش مصنوعی: قبل از اینکه مالیات بر تو تحمیل کنند، از درودگری دست بر مدار.
بسوی سوزنی تراشه فرست
این عمارت سبک شود سپری
هوش مصنوعی: به سوی سوزنی که تراشهای از این بنا را بهدست میآورد، این سازه سبک میشود و محافظی برای آن خواهد بود.
تا هنر شهره تر ز بیهنریست
تا خطر خوبتر ز بی خطری
هوش مصنوعی: هنر بیشتر در چشمهاست تا بیهنری و خطر هم از بیخطر بودن بهتر است.
باد بر مسند هنر جایت
که سزاوار مسند هنری
هوش مصنوعی: باد بر مسند هنر نشسته است، در حالی که تو شایستهی این جایگاه هنری هستی.