خر سر خمخانه ای زنت غر و ایضا
هست مرا در هجای تو ید بیضا
هستی از شاعران مبعض کلی
جز تو همی شاعرند بعضی بعضا
مایه فکند است در دل همه از تو
طلعت میشوم تو عداوت و بغضا
خود را کردی بگرگ یوسف مانند
قال زدی، گرگ خورده بادت غضا
ایضا در شعر اگر نبود درآمد
خر سر خمخانه ای زنت غر و ایضا
اطلاعات
وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خر سر خمخانه ای زنت غر و ایضا
هست مرا در هجای تو ید بیضا
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به حالتی از عشق و وابستگی اشاره میکند که شبیه به حال و هوای یک خر مدهوش در خمخانه است. او همچنین به تقدس و زیبایی معشوقش اشاره کرده و میگوید که در این عشق، او نیز به نوعی در سجده و حیرت به سر میبرد. در واقع، بیانگر شوق و بیتابی او نسبت به معشوقش است.