برگردان به زبان ساده
الغ عارض ز . . . ن گربه افتاد
جهانرا گنده گردانید از باد
هوش مصنوعی: باد بزرگی به نام "عارض" از گربهای به گوندن افتاد و باعث شد که دنیا به هم بریزد و بزرگتر به نظر بیاید.
چرا خاکش نپوشیدند بر روی
که باگه این کند گربه چو افتاد
هوش مصنوعی: چرا بر روی کسی که به زمین افتاد خاک نریختهاند، در حالی که گربه به شدت او را زیر پا گذاشت؟
گه گربه بعهد ارسلان خان
بسی ورزید و زر و سیم بنهاد
هوش مصنوعی: گاهی اوقات گربه به عهد ارسلان خان بسیار تمرین کرد و طلا و نقره گذاشت.
چه گه گربه سگی هندو نژاد است
پلید و بدرگ است روسبی زاد
هوش مصنوعی: این بیت درباره موجودی صحبت میکند که ناشایست و زشت است و به طرز ناخوشایندی به نژاد خاصی نسبت داده شده است. این موجود دارای ویژگیهایی است که آن را ناپسند و غیرقابل قبول میسازد.
هزار آزاد مرد شهره گفتند
که آن سگ خواجه را کردست آزاد
هوش مصنوعی: هزاران مرد آزاد و با شهامت در شهر گفتهاند که آن سگ، متعلق به صاحبش را آزاد کرده است.
رمید از خواجه سالی پنجه و شصت
پشیمان شد چو شد هفتاد و هشتاد
هوش مصنوعی: وقتی به سالهای گذشته نگاه میکنم و از خواجه دوری کردم، در سن پنجاه و شصت پشیمان شدم، اما زمانی که به هفتاد و هشتاد رسیدم، بیشتر پشیمان شدم.
شداست این پیر هندو نرم گردن
چو از نان خود اندر ماند تن داد
هوش مصنوعی: این پیر هندو با لطافت خاصی به نان خود دل سپرده و از آنچه دارد برای دیگران میگذرد.
کنونش طوق باید برنهادن
بسوی خانه خواجه فرستاد
هوش مصنوعی: اکنون باید گردنبند را برگردن گذاشت و به سوی منزل خواجه فرستاد.
ز چاکا چاک کاج حاجب بوم
قفا گه سرخ کرد و راست بنهاد
هوش مصنوعی: از شکاف کاج که درختی است که در پشت زمین قرار دارد، گاهی رنگ سرخ به خود میگیرد و مستقیم قرار میگیرد.
گه گربه شود چون گربه عوسه
کند از آرزوی کاج فریاد
هوش مصنوعی: گاهی اوقات گربه مانند یک گربه خشن و بیپروا عمل میکند و از آرزوی درخت کاج عصبانی و فریاد میزند.
گه گربه که باشد تا من او را
به پیش صاحب عادل کنم یاد
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که گربهای پیدا شود و من او را به درگاه صاحب عادل ببرم تا از او یاد بکنم.
که پیش صاحب ار یاد خلیفه
کنم در چین زمین بوسد ببغداد
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این نکته اشاره دارد که در حضور شخصی بزرگ و باعظمت، همچون خلیفه، به سرزمین چین میرود و زمین را در بغداد میبوسد. این بیان نشاندهندهی ارادت و احترام عمیق شاعر به مقام آن شخص و تمایل او برای ابراز وفاداری و تعهد به او است.
گزیده صاحب عادل که ایزد
جهانرا دارد از داد وی آباد
هوش مصنوعی: انتخاب شده به وسیله صاحب عادل، که خداوند جهان را به دست او دارد، از عدالت او سرزمینها آباد میشود.
خداوندی که با فرزند خطاب
ز بخت نیک شد همنام و همزاد
هوش مصنوعی: خداوندی که به خاطر فرزندیاش، خوشبختی را به او ارزانی داشته و نام و سرنوشتی مشابه او دارد.
فلک از بهر او کرد است گوئی
سرای دولت و اقبال بنیاد
هوش مصنوعی: گویا آسمان به خاطر او، به ساختن خانهای برای عظمت و شانس او پرداخته است.
عروس دولت و ملک شرف را
مساعد بخت او شاه است و داماد
هوش مصنوعی: عروس دولت و شرافت، در واقع به روزگار و سرنوشت خوب او وابسته است، که شاه به عنوان حامی و شوهر او در نظر گرفته شده است.
خداوندان گیتی را رهی کرد
باحسان و دل نیک و کف داد
هوش مصنوعی: خداوندان دنیا را با مهربانی و نیکی دل هدایت کرد و به آنها به جای دست خالی، نعمت و برکت عطا نمود.
همه عالم بدو شادند و خوش طبع
همیشه طبع او بادا خوش و شاد
هوش مصنوعی: همه مردم از وجود او خوشحالند و همیشه حال او خوش و شاداب است.
شراب خسروی شیرین بکامش
بود تا قصه از شیرین و فرهاد
هوش مصنوعی: شراب خوشمزه و لذتبخش برای او بود تا داستان شیرین و فرهاد را بگوید.