برگردان به زبان ساده
خر سر خمخانه را لبیشه کنم لب
تا کنم از روی تیشه چون لب ارنب
هوش مصنوعی: من میخواهم در گوشهای از خمخانه، در کنار سرم، لباسی زیبا بپوشم تا لذت ببرم و از زیباییهای آنجا بهرهمند شوم، مثل لبهای خوشرنگ و زیبا.
وانگهش آرم برون بشعبده بازی
ارنبکی ارنب رنود ملقب
هوش مصنوعی: سپس من او را در یک نمایش جالب و شگفتانگیز ظاهر میکنم که به شیوهای خاص و سرگرمکننده، ویژگیهای خاص او را به نمایش بگذارم.
باز سرش بشکنم بسنگ هجا خرد
تا نه بعانه هجا رسد نه بعنغب
هوش مصنوعی: من دوباره سرش را با سنگ بشکنم تا نه از طریق هجا به او برسد و نه از طریق معنی.
. . . و هجا سخت کرده دارم و عغعغ
می کشمش هر دمی سبوزم غبغب
هوش مصنوعی: من به شدت در تلاش هستم و هر لحظه صدای بلندی از خودم درمیآورم، در حالی که به سمتی میروم که نمیتوانم آرامش پیدا کنم.
ماده خرش را چو اسب عاری درویش
نام کنم گه عیال و گاهی مرکب
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که منِ شخصی از زندگی عادی و حقایق ساده، همواره در حال تغییر و تحول هستم. گاهی خود را در قالب یک خانواده و گاهی نیز در نقش یک وسیله نقلیه میبینم. این وضعیت نشاندهندهٔ عدم ثبات در زندگی من است.
آن خر مرده که کرکسان و کلاغان
طعمه بمنقار ازو کنند و بمخلب
هوش مصنوعی: خر مردهای که لاشخورها و کلاغها بر آن راه میروند و با منقار و پنجهاش طعمه میزنند.
گند چنان خر بجای گند دماغش
دارد بوی عبیر و عنبر اشهب
هوش مصنوعی: بو و عطر یک خر چنان عالی و دلپذیر است که حتی به زیبایی و خوشبویی عطرهای خوب مثل عنبر هم میرسد.
گوید من شاعرم بسی سخن خوب
از نفس من منظم است و مرتب
هوش مصنوعی: میگوید من شاعر هستم و سخنان زیبایی از وجودم به طور منظم و مرتب بیرون میآید.
بانگ خوش آرد جلاجل سخن من
نزد اجلا جلالتم بملقب
هوش مصنوعی: صدای خوش از بزم سخن من در محضر بزرگواران و جلالتم به گوش میرسد.
گویم نی کز خران اوش و قنوشی
که کش آخر چیان میر مقرب
هوش مصنوعی: میگویم که از زحمتهای کسانی که در نهایت به مقامهای بالا و نزدیکی به درگاههای حکومتی دست مییابند، خسته و ناامید نمیشوم.
وارث میر عمید نصر براهیم
ناقد الفاظ پارسی و معرب
هوش مصنوعی: امامتی با استعداد در زبان فارسی و عربی، نسل او از میر عمید نصر براهیم، که به دقت واژهها را بررسی میکند.
میر مهذب سخن که باکس و ناکس
هرگز لفظی نراند کان نه مهذب
هوش مصنوعی: سخنگویی که آداب زبان را میشناسد هرگز در مورد هر کسی بیمورد سخن نمیگوید زیرا او تربیت شده و ملاحظهکار است.
نیست عجب گر سرای اهل سخن را
از صلتش گردد آستانه مذهب
هوش مصنوعی: طبیعی است که در خانه اهل کلام و ادب، با نزدیک شدن به اوهانات و مباحث معنوی، احساس روحانی و مذهبی پدید آید.
کوکبه فاضلان روی زمین راست
رایت اقبال ازو رسیده بکوکب
هوش مصنوعی: علم و دانش بر بهترین افراد جهان سایه افکنده است و نشانههای کامیابی از آنها به دیگران رسیده است.
ذات ورا ایزد از مکارم اخلاق
هیئت و ترکیب داد و کرد مرکب
هوش مصنوعی: خدای متعال از فضائل اخلاقی و ویژگیهای نیکو، وجودی بینظیر و عالی خلق کرده است.
سیری آز و نیاز خلق جهانرا
در کف دادش نهاده مطعم و مشرب
هوش مصنوعی: او تمام خواستهها و نیازهای انسانها را در اختیارشان قرار داده و غذا و نوشیدنی را برایشان مهیا کرده است.
باب فصولات لطف اوست مقسم
دفتر تصنیف جود اوست مبوب
هوش مصنوعی: بهار و فصلهای خوشی و رحمت او باز شده است و دفتر کارهای نیکو و بخششهای او به زیبایی تقسیم میشود.
باب فتوت بخلق کردی مفتوح
فاتحه آموختی هنوز بمکتب
هوش مصنوعی: در زندگی با شجاعت و جوانمردی رفتار کردی و در حقیقت، دروازهای به سوی اخلاق خوب باز کردی. هنوز هم درسهای معنوی و آموزههای درست را از کسانی که در این مسیر هستند، فرا میگیری.
تجربة الجود اگر نویسد کلکش
گنج گهر بخشد این خطی است مجرب
هوش مصنوعی: اگر تجربه بخشندگی را بنویسیم، نتیجهاش مانند گنجی از دُر و جواهر خواهد بود. این نوشته، تجربهای است که به درستی به دست آمده است.
ای سخن آرای را بفکرت مدحت
روز بسر بردن و گذاشتن شب
هوش مصنوعی: ای آنکه سخن را زیبا میگویی، بیندیش که چگونه روز را در ستایش تو بگذرانم و شب را به خاطر تو فراموش کنم.
تا بزید سوزنی ثنای تو گوید
عمر گذارد برین فضیلت موجب
هوش مصنوعی: تا زمانی که سوزنی بتواند در مدح و ستایش تو سخن بگوید، عمرش را در این فضیلت سپری کرده است.
محمل صدق است و کذب شعر که گفتند
اعذب شعر آن بود که باشد اکذب
هوش مصنوعی: شعر میتواند راست و دروغ باشد و به گفتهها نظرات مختلفی وجود دارد. بهترین شعر، آن است که در عین زیبایی و جذابیت، از حقیقت نیز فاصله نگیرد.
اعذب اگر هست و نیست مدح تو صدقست
هست مرا این قصیده اصدق و اعذب
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و زشتی در مدح تو وجود داشته باشد، صدق و راستگویی آن را تأیید میکند. برای من این شعر از همه زیباتر و راستتر است.
مدح سرای توام بغیب و بحضرت
نیست دمی یادت از ضمیر مغیب
هوش مصنوعی: من همیشه در مدح و ستایش تو هستم، هم در حضور و هم در غیاب تو، فراموشی یادت را از عمق وجودم حس نمیکنم.
مدح جز از تو زبان بنادر گوید
یاد تو در پیش سینه باشد اغلب
هوش مصنوعی: ستایش تنها از تو به زبان ستیغها میرسد و یاد تو در دلها بیشتر از همیشه حاضر است.
مدح و ثنای تو شد ز جمله اوراد
ورد من و مجد دین مؤید نخشب
هوش مصنوعی: ستایش و تمجید از تو، به عنوان تمامی اذکار و دعای من در آمده است و درخشش دین، تحت حمایت تو قرار دارد.
طول بقای تو خواستیم ز یزدان
عمر تو عیش توهنی و مطیب
هوش مصنوعی: ما از خدا خواستیم که طول عمر و بقا تو را بخواهد و زندگی و خوشیات را خوش و دلپذیر سازد.
کف بدعا برگشاده ایم بحاجت
دعوت ما مستجاب گردان یارب
هوش مصنوعی: با دستانمان دعا کرده و درخواستهایمان را به تو ارائه میدهیم، پروردگارا، خواهش میکنیم که دعای ما را مستجاب کنی.
ماه بعقرب از آنکه نیک نباشد
ماه بقای عدوت باد بعقرب
هوش مصنوعی: اگر ماه در برج عقرب قرار گیرد، نشان خوبی نیست. پس امیدوارم که دشمنیات در همین برج عقرب باقی نماند و از بین برود.
عقرب زلفان و ماهرویان بادند
بسته و بگشاده پیش تو کمر و لب
هوش مصنوعی: زلفهای پیچیده و خوشرویان همچون عقرب در جلو تو، کمر و لبهای خود را بسته و گشودهاند.