برگردان به زبان ساده
نوشد بجهان جهان دیگر
چرخ دگر و زمان دیگر
هوش مصنوعی: زمان و دنیا به طور مداوم تغییر میکنند و هر لحظه، شرایط و اوضاع جدیدی به وجود میآید.
زان نقش شد ارسلان سلیمان
آمد نقش ارسلان دیگر
هوش مصنوعی: از آن تصویر، ارسلان به وجود آمد و سلیمان نیز به وجود آمد. حالا تصویر جدیدی از ارسلان آمده است.
سالار صف سپاه دین آنک
هست از شرف آسمان دیگر
هوش مصنوعی: سالار گروه مؤمنان و مدافع دین، آن شخصی است که از مقام و شان بلندتری نسبت به آسمان برخوردار است.
تاج الامرا حسن کز احسان
بحر دگر است و کان دیگر
هوش مصنوعی: حسن، فرزند حاکم، به قدری خوب و نیکو است که احسان و لطف او مانند دریاهایی بیکران است و نه تنها خوب است، بلکه در نوع خود بینظیر است.
آن شیردلی که همچنو نیست
در خلخ پهلوان دیگر
هوش مصنوعی: آن دلیر و شجاعی که مثل او در دیار خلخ وجود ندارد، پهلوانی دیگر نیست.
میری که سپهر پیر ناورد
زیباتر از او جوان دیگر
هوش مصنوعی: تو میروی و آسمان پیر نمیتواند زیباتر از تو جوانی دیگر را به دنیا بیاورد.
در روز مصاف رایت اوست
چون رایت کاویان دیگر
هوش مصنوعی: در روز جنگ، پرچم او مانند پرچم جستجوگران و کاوشگران است.
از مردی او زنند مردان
هر روزی داستان دیگر
هوش مصنوعی: هر روز مردان داستان جدیدی دربارهٔ مردی میگویند.
میدان صف مبارزت را
پندارد بوستان دیگر
هوش مصنوعی: باید مکان نبردت را به مانند باغی زیبا تصور کنی.
دردی بسر بنفشه گون تیغ
کار و گل و ارغوان دیگر
هوش مصنوعی: دردی که به بنفشه و گل و ارغوان میرسد، نشاندهنده تأثیرات ناگواری است که این زیباییها نیز از آن رنج میبرند.
هر روز کند به نیکنامی
فعل و ره و رسم و سان دیگر
هوش مصنوعی: هر روز رفتار و کردار نیکو و همچنین شیوههای جدیدی را به نمایش میگذارد.
نخشب بجمال او شد امروز
از بعد جنان جنان دیگر
هوش مصنوعی: امروز به خاطر زیبایی او، دنیای نسبت به بهشت، بهشت دیگری شده است.
جز سایه عدل او بنخشب
کو جایگه امان دیگر
هوش مصنوعی: جز سایه انصاف او، درخت دیگری نیست که مکانی برای امنیت در آن یابیم.
نام پدر و نیا بنگذاشت
ضایع بکف کسان دیگر
هوش مصنوعی: نام پدر و اجداد در دستان دیگران تباه نشود.
وین حشمت خاندان خود را
نفکند بخاندان دیگر
هوش مصنوعی: این فرد هرگز شرافت و بزرگی خانوادهاش را به دیگر خانوادهها نخواهد بخشید و از آنها جدا نمیشود.
ای همچو پدر بروز هیجا
شیر یله ژیان دیگر
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند پدر بر سر هر مسالهای با قدرت و عزت میایستی، دیگران را نیز برای مقابله با مشکلات ترغیب میکنی.
بعد از ملکی که جان ستاند
شمشیر تو جان ستان دیگر
هوش مصنوعی: پس از آنکه فرشته مرگ جان را میگیرد، شمشیر تو هم جان دیگری را خواهد گرفت.
در ملک شهنشهی که ندهند
در دهر چنو نشان دیگر
هوش مصنوعی: در سرزمین پادشاهی که نشانهای چون این در دنیا وجود ندارد.
تیغ تو بس است پاسبانش
بی منت پاسبان دیگر
هوش مصنوعی: عصای قدرت تو کافی است و نیازی به نگهبان دیگری نیست که بدون چشمداشت از تو محافظت کند.
صفی که زیک کران بحیله
دیدن نتوان کران دیگر
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به محدودیتهای انسانی در شناخت و دیدن حقیقت اشاره میکند. به این معنا که اگر کسی از یک طرف به موضوعی نگاه کند و به دلیل حوادث یا فریبها نتواند از جانب دیگر آن را ببیند، به وضوح نمیتواند به درک کاملی از واقعیت برسد. در واقع، فهم کامل نیازمند دیدی چندجانبه و جامع است.
تنها شکنی چو حمله کردی
بی زحمت همعنان دیگر
هوش مصنوعی: زمانی که به میدان حمله میروی و به تنهایی به جنگ میپردازی، بدون هیچ تلاشی میتوانی به پیروزی برسی.
رمح تو زبس صواب زخمی
سنبد بسنان سنان دیگر
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای تو به قدری دلنشین است که هر کس به تو نگاه کند، مجروح و آسیبدیده میشود.
جز حلق مخالفان نشاید
مرتیغ ترا فسان دیگر
هوش مصنوعی: تنها حلقه مخالفان بر تو تناسبی ندارد، سخنی دیگر برای تو مناسب نیست.
برنده خدنگ تست بیجان
هر روز بقصد جان دیگر
هوش مصنوعی: هر روز تیر بیجان تو، بهگونهای به هدفهای جدیدی نشانه میگیرد.
مرغیست که جز دل مخالف
نپسندد آشیان دیگر
هوش مصنوعی: مرغی وجود دارد که فقط دل مخالفش را میپسندد و هیچ آشیانی جز آن را نمیخواهد.
دشمن که هوای تو نکوشد
هر لحظه کشد هوان دیگر
هوش مصنوعی: اگر دشمن هر لحظه به فکر تو نباشد، به زودی از فکر و خیال تو دور میشود و به چیز دیگری مشغول میشود.
آرایش کار ملکرا نیست
جز رأی تو قهرمان دیگر
هوش مصنوعی: تنها نظر تو میتواند سرنوشت کارها را تعیین کند و بر دیگران تاثیر بگذارد.
ای بر حشم و رعیت خویش
خال وعم مهربان دیگر
هوش مصنوعی: ای کسی که با رعیت و کسان خود با مهربانی و عشق برخورد میکنی، همچنان که بر حیوانات و بردگان خود رفتار میکنی.
امروز بعید میزبانی
نبود چو تو میزبان دیگر
هوش مصنوعی: امروز احتمال کمی دارد که کسی به خوبی تو از میهمانها پذیرایی کند.
مهمان تو هست شاه شاهان
زین بهتر میهمان دیگر
هوش مصنوعی: مهمان تو کسی است که از همه پادشاهان بزرگتر و مهمتر است و هیچکس بهتر از او نمیتواند مهمان تو باشد.
مداح تو صد هزار کس هست
هر سو بیکی زبان دیگر
هوش مصنوعی: مداح تو در هر گوشهای از دنیا، هزاران نفر را به خود جذب کرده و هر کدام به زبانی متفاوت به ستایش تو میپردازند.
زیشان چو محمد بن مسعود
نی کهتر و مدح خوان دیگر
هوش مصنوعی: از آنها مانند محمد بن مسعود نیست که جوانتر و ستایشگر دیگری باشد.
هر لحظه فزون خوهد زمدحت
در خاطر خود توان دیگر
هوش مصنوعی: هر لحظه از ستایش تو در دل من بیشتر میشود و احساس جدیدی را در خود تجربه میکنم.
وز جود کف تو هر زمانی
یابد صلت گران دیگر
هوش مصنوعی: از سخاوت تو، هر لحظه کمک و نعمت بزرگی به دیگران میرسد.
مادام که تا مرین جهانرا
نازند بدل جهان دیگر
هوش مصنوعی: تا زمانی که در این دنیا به خواستههای خود نرسیم، نمیتوانیم به جهان دیگر امیدوار باشیم.
در ملک جهان مباد جز تو
کس والی و کامران دیگر
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچکس جز تو نباید حاکم و موفق باشد.