برگردان به زبان ساده
در هر گناه سخره دیوم بخیر خیر
یارب مرا خلاص ده از دیو سخره گیر
هوش مصنوعی: در هر گناهی که مرتکب میشوم، شیطان مرا به دردسر میاندازد. خداوندا، مرا از دست این شیطان نجات بده.
من پیر و دیو پیر و چو گردیم هر دو جفت
هر لحظه صد گناه جوان زاید از دو پیر
هوش مصنوعی: من و تو هر دو کهنسال و سالها از عمرمان گذشته، اما در هر لحظه میتوانیم جدیدترین خطاها و گناهان را تجربه کنیم؛ گویی که جوانی از درون ما زاییده میشود.
راه سعیر میسپرم وز فساد مغز
سودای من بحور و بتکیه گه و سریر
هوش مصنوعی: من در مسیر سختی حرکت میکنم و از آلودگیهای فکری و احساسات منفی خود را دور میکنم، در حالی که به آرامش و سکون دست مییابم.
یک پخته نی که گویدم ای خام پر ستیز
حور و سریر کی بود اندر ره سریر
هوش مصنوعی: شخصی که در کارها و رفتار خود تجربه و دانش دارد، به فردی که هنوز خام و ناپخته است، میگوید: تو چه کسی هستی که به دنبال مقام و موقعیتهای بزرگ و بهشتی میگردی؟
مویم چو شیر گشت و شد از عمر شیر باز
کز یک گناه باز نگردم بعمر سیر
هوش مصنوعی: موهایم مانند شیر سفید شده و از عمر من کاسته شده است. دیگر به خاطر یک گناه به زندگی خوش و سعادتمند باز نخواهم گشت.
در سر و در علانیه کردم گناه و داشت
از سر و از علانیه من خبر خبیر
هوش مصنوعی: من در پنهان و آشکار گناه کردم و کسی که به همه چیز آگاه است، از سر و کار من باخبر بود.
بودم دوان چو گور بدشت فساد و فسق
تا زنده و مراغه گرو بار ناپذیر
هوش مصنوعی: من چون گورهایی که در دشت فساد و فحشا میدویدند، احساس ناپایداری و بار سنگینی را بر دوش خود حس میکردم.
صیاد پیری آمد و بر اصطیاد من
داس و کمند و تیر گشاد از چهار تیر
هوش مصنوعی: یک شکارچی مسن به سراغ من آمد و با ابزارهایش که شامل داس، کمند و تیر بود، از چهار جهت به دنبال من افتاد.
یک تیر او زمستان یک تیر او بهار
یک تیر او تموز و دگر تیر ماه تیر
هوش مصنوعی: این متن به تغییرات فصول اشاره دارد. در واقع، تیر ماه به عنوان یک زمان مشخص، نماد فصول مختلف است. فصل زمستان، بهار و تابستان هر کدام فضایی خاص و تاثیر خود را بر زندگی انسانها دارند، و تیر ماه میتواند نمایانگر این تحولات و تنوع فصول باشد. این تفکرات به ما یادآوری میکند که هر فصل زیباییها و ویژگیهای خاص خود را دارد و در زندگی وجود دارد.
از داس پی زد و بکمندم ببند کرد
وانگاه از کمان بمن انداخت شصت تیر
هوش مصنوعی: او با داس به یکی ضربه زد و مرا در دام انداخت. سپس از کمان شصت تیر به سوی من پرتاب کرد.
چون شصت تیر خوردم شد تیره خاطرم
آنخاطری که نور ازو یافت ماه تیر
هوش مصنوعی: وقتی شصت تیر به من اصابت کرد، خاطر من تاریک شد. آن خاطرهای که ماه روشناییاش را از آن میگرفت.
پیری چو عمر من بمه و سال صید کرد
شد روزهای روشن من چون شبان تیر
هوش مصنوعی: وقتی که پیری به سراغم آمد و زمانی که نتوانستم شکار کنم، روزهای روشن زندگیام به تیرهگی شب تبدیل شد.
این سال و ماه و روز و شب عمر من زمن
چون من میپرد بدو پر چو شیر و قیر
هوش مصنوعی: زمان و عمر من، به مانند سالها، ماهها، روزها و شبها، در حال گذر است و من به مانند شیر و قیر، به شدت و با قدرت در این مسیر حرکت میکنم.
چون قیر گشت نامه اعمال من ز جرم
بر من و بال و جرم زقمطیر و از نقیر
هوش مصنوعی: نامه اعمال من به مانند قیر سیاه شده است. به خاطر گناهانم، بار سنگینی بر دوش من است و این بار را نمیتوان از بین برد.
چون طفل خرد کو شود از تربیت بزرگ
جرم صغیر من شد از اصرار من کبیر
هوش مصنوعی: وقتی که کودک کوچکی به وسیله آموزش و تربیت بزرگ میشود، من هم که در حالتی کوچک و غفلت بودم، به خاطر تأکید و اصرار خودم به کارهای بزرگتر گرفتار شدم.
گر باد عفو خالق اکبر بمن وزد
نی از کبیر ماند جرمم نه از صغیر
هوش مصنوعی: اگر نسیمی از بخشش خالق بزرگ به من برسد، دیگر نه گناه بزرگ باقی میماند و نه گناه کوچک.
جرم کثیر دارم لیکن چو بنگرم
با عفو کردگار قلیل آید این کثیر
هوش مصنوعی: من گناهان زیادی دارم، اما وقتی به رحمت و عفو خدای بزرگ نگاه میکنم، این گناهان زیاد، در نظر من کم به نظر میرسند.
آسایشی نباشدم از ناله های زار
آسوده بسکه بودم بر ناله های زیر
هوش مصنوعی: از نالههای دلخراش دیگران هرگز آرام نداشتم، زیرا خودم نیز در غصههای عمیق غوطهور بودم.
هستم چو نار دانه در تیر مه ز شر
وز خیر همچو یخ که بود در بهار و تیر
هوش مصنوعی: من مانند دانهی نارنجی هستم که در تیرماه وجود دارد، تحت تأثیر خوبیها و بدیها، مانند یخی که در فصل بهار و در زمان تیرماه قرار دارد.
لیسیدم آستان بزرگان و مهتران
چون یوز مسته کو طلبد کاسه پنیر
هوش مصنوعی: من به درگاه بزرگان و سرآمدان نمیروم، مانند یوزی که به دنبال کاسهای پنیر میگردد.
مأمور امر حق بده بایست مرمرا
من گوش خوش گشاده بفرمانده و امیر
هوش مصنوعی: به من بگو که باید چه کار کنم و من آمادهام تا فرمان تو را بشنوم، زیرا به دستورات تو گوش میسپارم و آمادهام که به آنها عمل کنم.
مدح وزیر گفتم و سلطان و یافتم
روزی ز روزنامه سلطان بی وزیر
هوش مصنوعی: من در ستایش وزیر و سلطان سخن گفتم و به یاد دارم که روزی در روزنامه خبری خواندم درباره سلطان که بدون وزیر است.
آگه شدم که خدمت مخلوق هیچ نیست
هست از همه گزیر و زالله ناگزیر
هوش مصنوعی: وقتی متوجه شدم که هیچ خدماتی به مخلوقان ارزش ندارد، به این نتیجه رسیدم که از همه چیز میتوان فرار کرد، اما از خداوند هیچراه فراری نیست.
دارای آسمان و زمین خالق بشر
کز وی بماست آمده خیرالبشر بشیر
هوش مصنوعی: خالق آسمان و زمین، بشر را آفرید که از او به ما رسیده است. او بهترین انسانها را بشارت میدهد.
آن صانعی که هست ز تأثیر صنع او
چندین هزار شمع شب آرای بر اثیر
هوش مصنوعی: خالق و سازندهای که با آفرینش خود، نور و روشنایی زیادی را به وجود آورده و شبها را روشن میکند.
ملک کمینه بنده عاصیش در بهشت
افزون بود ز ملک فریدون و اردشیر
هوش مصنوعی: ملک کوچکی که بنده نافرمانی دارد، در بهشت بیشتر از ملک فریدون و اردشیر است.
از خرمی چو عرصه جنت شود زمین
چون بگذراند از بروی عارض مطیر
هوش مصنوعی: وقتی زمین از دلفریبی و زیبایی پر شود، مانند باغهای بهشتی میشود و این زیبایی از چهرهی آسمانی عبور میکند.
جنت رضای اوست و رضای ورا ثمر
چندین هزار نعمت الوان بی نظیر
هوش مصنوعی: بهشت در خوشنودی اوست و خوشنودی او میوههای بیشماری از نعمتهای متنوع و بینظیر را به دنبال دارد.
حور و قصور و مرغ و می و شیر و انگبین
حوران خوب صورت و مرغان خوش صفیر
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و لذتهای بهشتی اشاره شده است. به توصیف زنان زیبای بهشتی، مکانهای دلانگیز و نوشیدنیها و خوراکیهای خوشمزه پرداخته میشود. همهی این عناصر نمایانگر شادی و خوشیهایی هستند که در بهشت وجود دارند و حس رضایت و سربلندی را به درون انسان میآورند.
خشم ویست دوزخ و خشم ورا اثر
بی حد عنا و کرم و فراوان غم و زحیر
هوش مصنوعی: خشم او همچون دوزخی است، و خشم او تأثیراتی بیانتها دارد که میتواند عنا و بخششهای فراوان و غم و رنج زیادی به همراه داشته باشد.
اهل ورا عذاب ز هرگونه رنج و غم
وز درد آن برآمده از هر یکی نفیر
هوش مصنوعی: اهلِ ورای واقعیت، از هر نوع رنج و غم و دردی که حس میکنند، آزاد شدهاند و به اوج آرامش رسیدهاند.
کس حمیم بر لب و زقوم بر اثر
یکروی تف نار و دگر روی زمهریر
هوش مصنوعی: کسی در یک طرف دچار آتش سوزان است و در طرف دیگر سردی شدید را تجربه میکند، به گونهای که در حالتی نادر گرفتار آمده و همزمان با دو احساس متضاد دست و پنجه نرم میکند.
در زیر بار جرم و زلل مانده چون خزان
از هر سوئی شهیق برآورده و زفیر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تحت فشار گناهان و اشتباهات خود به حالتی پریشان و افسرده افتادهام. مانند فصل پاییز که با وزش باد و افسون، صدای نالهای از اطراف به گوش میرسد.
گردنده و رونده بفرمان و حکم اوست
گردون مستدیر و مه و مهر مستنیر
هوش مصنوعی: جهان و همه چیز در آن به فرمان و اراده او در حال حرکت و گردش هستند. آسمان گرد و ماه و خورشید نیز درخشان و نورانی هستند.
لاشی ء و شی ء بقدرت و تقدیر او شوند
او بر هر آنچه نام بشئی اوفتد قدیر
هوش مصنوعی: هر چیزی و هر پدیدهای تحت قدرت و ارادهٔ او به وجود میآید. او بر هر چه ناماش بر چیزی اطلاق شود، توانا و قادر است.
ای آنکه یک مفکر روشن ضمیر را
کیفیت تو ناید در فکرت و ضمیر
هوش مصنوعی: ای کسی که یک اندیشمند فرهیخته تو را نمیتواند در ذهن و فکر خود به درستی تصور کند.
هستی یکی و هست مرا بر یگانگیت
اقرار و دیده و دل از اقرار من قریر
هوش مصنوعی: هستی یکی است و من نیز بر یگانگی آن اعتراف میکنم. چشم و دل من از این اعتراف آرام و خرسند هستند.
هر چند کز گناه مرا آبروی نیست
باشد بتو هآب من و مرجع و مصیر
هوش مصنوعی: هرچند که به خاطر گناهانم آبرویم از بین رفته، اما تو منبعی هستی که به تو پناه میآورم و راهنمای من هستی.
بپذیر توبه من و بگذر ز جرم من
وز آتش جحیم خلاصم ده ای مجیر
هوش مصنوعی: ای مجیر، توبهام را بپذیر و از کارهای ناپسند من بگذر. مرا از آتش جهنم نجات بده.
ور دیو با من از ره توبه جدل زند
من بنده را تو باش در آن معرکه نصیر
هوش مصنوعی: اگر شیطان با من از راه توبه به بحث و جدل بپردازد، تو در آن میدان از من حمایت کن.
ای سوزنی چو سوزن زنگاره خورده ای
بی آب و بی فروغ و فرومایه و حقیر
هوش مصنوعی: ای سوزن، تو مانند سوزنی هستی که زنگ زده و بیروح، ناپاک و بیارزش شدهای.
بیرنگ شو که تابد خیاط صنع حق
دوزد هم از پی تن تو حله و حریر
هوش مصنوعی: بیرنگ و سادهدل شو تا خیاط الهی برای تو جامهای زیبا و شگفتانگیز بافته و آماده کند.
بسیار هزل گفتی یک چند زهد گوی
بنمای نقد نظم بهر ناقد بصیر
هوش مصنوعی: تو خیلی دیوانگی و بیهودهگویی کردی، حالا زاهدی خود را نشان بده تا بر اساس آثار زیبا و سنجشهای عمیق، ارزش واقعی آنها را بشناسی.
چون طبع را مخمر کردی برهد و پند
زان گفته ها چو موی برون آی از خمیر
هوش مصنوعی: وقتی که روح و خلق و خوی انسان را دگرگون کنی، دیگر از آن قید و بندها رها میشود و نصایح و آموزههای گذشته، مانند مویی که از خمیر بیرون میآید، از وجودش خارج میشوند.
چونان شوی که باشی استاد شاعران
اندر تنور نظم تو بندند زو فطیر
هوش مصنوعی: اگر مانند استادان شعر رفتار کنی، دیگران در دنیای شعر مانند نانی در تنور به تو وابسته خواهند شد.
بر مهر مصطفی زی و اصحاب و آل او
با دوستی شبرزی با دوستی شبیر
هوش مصنوعی: در دوستی با پیامبر و خانواده و اصحاب او زندگی کن، با عشق و محبت به شبیر و شبیرزادگان.
چون نامه بقای تو خواهند در نوشت
عنوان بنام حق کن و بر نام حق بمیر
هوش مصنوعی: وقتی که دیگران به فکر نگهداشتن نام و یاد تو هستند، باید کارهایت را با نام خدا شروع کنی و در پایان نیز به یاد خدا جان بدهی.
یارب ز دیو دین مرا در حصار دار
زین پس همان بسلسله او مرا اسیر
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، مرا از دست دسیسههای پر از ریا و فریب نجات بده و در این تاریکی در پناه خود نگهدار؛ زیرا دیگر نمیخواهم که در بند این موارد باشم و فقط به تو وابستهام.