برگردان به زبان ساده
وزیر شاه سعد الملک مسعود
چو سعد آباد کرد از روی محمود
هوش مصنوعی: وزیر شاه، سعد الملک مسعود، وقتی که سعد آباد را به یاد محمود ساخت.
که سعدین فلک مسعود گشتند
ز سعدالملک سعد آباد مسعود
هوش مصنوعی: سعدی و حافظ به مقام و منزلت بالایی دست یافتند و از نعمتهای زندگی برخوردار گشتند، مانند سلطنت و خوشبختی در سرزمینی خوشبخت.
ملک مسعود را گوئی عطا داد
فلک تخت سلیمان بن داود
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آسمان به ملک مسعود نعمت بزرگی داده است، مانند تخت سلیمان، پادشاهی که قدرت و عظمتش زبانزد خاص و عام بود.
که سعدالملک بر کرسی چو آصف
بسعد آباد بنشست از ره جود
هوش مصنوعی: سعدالملک در سعد آباد، با سخاوت و بخشندگی، بر تختی مانند آصف نشسته است.
ز سعدالملک و سعدالدوله اسعد
شد از آوازه معدوم و موجود
هوش مصنوعی: از خوشنامی سعدالملک و سعدالدوله بهرهمند شد و نامشان به خاطر وجود و عدم افراد دیگر شناخته شد.
بصدر و مسند جد و پدرشان
نشست این پاک اصل پاک مولود
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف جایگاه والای شخصی میپردازد که از نسل پاک و بزرگی برخاسته و در مکانهای رفیع و مهم نشسته است. او از خانوادهای با اصالت و پاکی سرچشمه میگیرد و به همین خاطر، مقام و اعتبار خاصی دارد.
چو از اشباه و اقرانست برتر
بر اشباه و بر اقران گشت محمود
هوش مصنوعی: محمود به دلیل برتری بر همردهها و همنوعان خود، به مقام والایی دست یافته است.
باقبال شهنشاه معظم
شد اندر هر دلی محبوب و مجدود
هوش مصنوعی: با بخت خوب، شاه بزرگ در دل هر کسی دوست و محبوب شده است.
شدند احباب او مقبول و مقبل
شدند اعدای او مخذول و مطرود
هوش مصنوعی: دوستان او محبوب و مورد توجه قرار گرفتند و دشمنانش خوار و طرد شدند.
بشد نور از مه و خورشید و ناهید
بشد بوی از عبیر و عنبر و عود
هوش مصنوعی: نور و روشنایی از ماه و خورشید و سیاره ناهید خارج شد و عطرهایی از عطرهای خوشبو مانند عبیر، عنبر و عود به مشام رسید.
بزخم و گوشمال اندر فتادند
بداندیشان و بدخواهان چون عود
هوش مصنوعی: بداندیشان و بدخواهان مانند چوب عودی دچار زخم و سرزنش میشوند.
باستحقاق و اهلیت به از به
بهاء الدین محصل کرد مقصود
هوش مصنوعی: کسی که شایستگی و قابلیت لازم را دارد، به آسانی میتواند به هدف خود دست یابد.
در احسان خود بر خلق بگشاد
ببخشیدن گرفت از فیض و از سود
هوش مصنوعی: او با بخشش و نیکی به مردم، درهای احسان خود را به رویشان گشود و از لطف و سودی که داشت، بخشش را آغاز کرد.
چو باب وعم خزاین کرد خالی
ز مال و نعمت موزون و معدود
هوش مصنوعی: زمانی که انسان به دقت و با تدبیر به بررسی و نگهداری ثروتها و نعمتهای خود میپردازد، متوجه میشود که ممکن است آنها در نهایت خالی و بیفایده شوند، حتی اگر در آغاز به نظر بیایند که به مقدار کافی و منظم هستند.
بطبع خوش بدست خویش بخشید
ضیاع و غله و مفروش و منقود
هوش مصنوعی: طبیعت خوب، به دست خود، زمینهای کشاورزی و محصولاتی همچون غله و کالاهای گوناگون را به افراد میدهد.
قصب بخشید و اطلس داد و انگاشت
که برگ تود افکندست از تود
هوش مصنوعی: او به دیگران نعمت و امکانات فراوانی بخشید و به اشتباه فکر کرد که این بخششها به دلیل محبت و دوستی اوست.
چو انبان میان از سیم و از زر
بسازد شاهد و نبود چو مشهود
هوش مصنوعی: اگر انباری پر از نقره و طلا باشد، مانند گواهی است که وجود دارد، اما اگر وجود نداشته باشد، هیچ چیز قابل مشاهده نیست.
بماه روزه در هر روز گنجی
ببخشیدن بود مرسوم و معهود
هوش مصنوعی: در روزهای ماه مبارک رمضان، دادن صدقه و کمک به دیگران به عنوان یک سنت و رسم رایج شناخته شده است.
بعیدی صادق الوعد است ناید
بعمر از وی خلایق هیچ موعود
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که کسی که وعدهای داده، بعید است که بتواند آن را محقق کند و مردم هیچ امیدی به او ندارند.
بدخل مال باشد جهد هرکس
بود جهد وی اندر بذل مجهود
هوش مصنوعی: هر کس که در راه به دست آوردن مال تلاش کند، در واقع تلاش او به نوعی در بخشیدن و صرف کردن آن مال خواهد بود.
بیزدانی که جز وی نیست یزدان
بمعبودی که جز وی نیست معبود
هوش مصنوعی: هیچ معبودی جز خداوند نیست و نمیتوان معبودی غیر از او را شناخت.
که نار کین او سوزنده ناریست
کز او واقد شود در حال موقود
هوش مصنوعی: آتش کین او چنان سوزان است که از آن شعلهای برمیخیزد و در لحظهای مشخص، نکتهای را روشن میکند.
دل اعدای او پر نار بادا
بسان خندق اصحاب اخدود
هوش مصنوعی: دل دشمنان او همانند خندقی پر از آتش و غم و ناراحتی است.
همیشه تا سخن دو طبع دانا
گهی محلول باشد گاه معقود
هوش مصنوعی: همیشه در گفتار افراد باهوش و آگاه، ممکن است که گاهی دو نوع نظر یا تفکر وجود داشته باشد، یکی که به راحتی قابل فهم و ترکیب است و دیگری که ممکن است پیچیده و سخت باشد.
حکیم سوزنی را از مدیحش
چو درجی باد پر از در منضود
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که حکیم سوزنی به اندازه ای در وصف و ستایش خود به لذت و شادی پرداخته است که همچون جویی مملو از آب، بر گنجایش و وسعت اندیشهها و احساسات او دلالت میکند. به عبارتی دیگر، سخنان او به قدری پرمحتوا و عمیق است که میتواند به دیگران انرژی و انگیزه معناداری بدهد.
ندارد مدح اوحدی ندانم
که نامحدود گنجد چون بمحدود
هوش مصنوعی: حمد و ستایش اوحدی (شاعر) به حدی بزرگ و بینهایت است که نمیتوان آن را در قالبهای محدود گنجاند. یعنی آیا ممکن است یک وصف و تعریف برای چیزی که خود بینهایت است، به طور محدود بیاوریم؟
بجاه پادشا خورشید عالم
بعالم ظل عمرش باد ممدود
هوش مصنوعی: به خاطر والامقامی پادشاه، امیدوارم که سایه عمرش همیشه بر زمین بماند و درخشان باشد.
حسودش را کان لم تغن بالامس
بداس یأس کشت عمر محصود
هوش مصنوعی: حسود نتوانست خوشحالیاش را حفظ کند و ناامیدیاش عمر او را بر باد داد.
وصی وار است بر اولاد آدم
بحرمت باد آدم وار مسجود
هوش مصنوعی: مخصوصاً برای نسل آدم، او را در احترامی خاص و بزرگ داشتهاند، چونکه آدم هم مورد احترام و سجده بوده است.