برگردان به زبان ساده
ای فلک سوخته داده بر کف تاج
هیچ نیکی ز تو نداشته ماج
هوش مصنوعی: ای آسمان، تو که اگرچه تاجی بر سر داری، اما هیچ کار نیکی از تو نصیب ما نشده است.
بخت نیکت چو بچه ماج دهان
در نهاده بآستان تو ماج
هوش مصنوعی: بخت خوب تو مانند کودکی است که با کمال شوق و اشتیاق به پای تو آمده و از تو خواسته دریافت میکند.
دل اعدات در تنوره غم
چو بخاکستر اندرون کوباج
هوش مصنوعی: دل آتشگرفته، در درون تنور غم به مانند خاکستر در هم کوبیده شده است.
رخ احباب تو طری چون گل
خوش و شیرینتر از گلاب و کلاج
هوش مصنوعی: چهره دوستان تو مانند گل زیباست و شیرینی آن بیشتر از گلاب و عطر دلانگیز است.
چشم بد خواه تو خلیده بخار
هم بر آنسان که سیخ در تیماج
هوش مصنوعی: چشم حسود تو به قدری زشت است که مانند بخاری در آینه، تصویر را خراب میکند.
دولت از خاج گوش بنده تو
بنده را حلعه در کشیده بخاج
هوش مصنوعی: خداوند بخشش و نعمتهای خود را از طریق تو به بندگانش ارزانی داشته است. بندهای که در مشکلات و سختیها قرار دارد، میتواند با توکل به تو و امیدوار بودن به رحمت تو، از بند رنجها رها شود.
هر مرادی که داری اندر دل
بتو آید چو کوز در معلاج
هوش مصنوعی: هر آرزویی که در دل داری به زودی به تو خواهد رسید، مانند اینکه کوزه به دست سازندهاش میرسد.
آن رسیده بجان دشمن تو
که ز عریر علاء دین و قماج
هوش مصنوعی: آن شخصی که به دشمن تو آسیب رسانده، در حالی رسیده که از گرسنگی و تنگدستی رنج میبرد.
منم آن شاعری که شعر منست
حب بی قیل و قال و بی مج و ماج
هوش مصنوعی: من شاعری هستم که عشق در شعرهایم بدون حاشیهسازی و جنجال بیان شده است.
گفته من حلالزاده طبع
نبوم مرخسوک را بازاج
هوش مصنوعی: من میگویم که من در واقع فرزند حلال هستم و طبیعت من وابسته به هیچ چیز و هیچ کس نیست.
شعرائی کم آرزو کم قیمت
از در مصر تا حد طعماج
هوش مصنوعی: شعرای کم آرزو و بیارزش از دروازههای مصر تا اندازههای زندگی و خوشیها وجود دارند.
از همه شاعران منم افصح
همه را از منست بر سر تاج
هوش مصنوعی: من از تمام شاعران سخنورتر هستم و همه شاعران در مقام و جایگاه شاعری به من تکیه میکنند.
همچو من شاعری بجد و بهزل
نیست در روم و خلخ و قیجاج
هوش مصنوعی: در روم و خلخ و قیجاج، شاعری مانند من که به جد و شوخی اشعار میسراید، پیدا نمیشود.
قدر من بنده خود بود مجهول
قدر دانی بدی بگیتی کاج
هوش مصنوعی: من به قدر و ارزش خودم در نزد خداوند آگاه نیستم، اما دنیا به نیکی این ارزش را نمیشناسد.
تا نهد فرق خار را از گل
بید را تا دهد تمیز ز کاج
هوش مصنوعی: تا خارهای تیز را از گل زیبای بید جدا کند و تفاوت آنان را با درخت کاج نشان دهد.
نیست غیر از عطای خواجه دگر
درد فقر مرا دوا و علاج
هوش مصنوعی: غیر از لطف و مهربانی خدا هیچ چیز دیگری نمیتواند درمان و راه حلی برای درد فقر من باشد.
صاحبا ایکه در سخا و سخن
بستانی ز معن و حسان باج
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر در بخشندگی و سخن گفتن مهارت داری، از تو میخواهم که به معن و حسان، دو شخصیت برجسته، توجه کنی و از آنها بهرهبرداری کنی.
به سخا و بزرگواری خویش
نگذارم به دیگری محتاج
هوش مصنوعی: من با بخشش و بزرگواری خود، هرگز اجازه نمیدهم کسی به خاطر من به دیگری نیازمند شود.