برگردان به زبان ساده
تا مرا بر رخ خوبت نظر است
دلم آسوده ز هر خیر و شر است
هوش مصنوعی: تا زمانی که به زیبایی تو نگاه میکنم، دلم از هر خوشی و ناخوشی آسوده است.
مکن از عشق مرا منع که عشق
سیره و عادت نوع بشر است
هوش مصنوعی: مرا از عشق بازمدار، زیرا که عشق بخش طبیعی و همیشگی زندگی انسانهاست.
نه همین بوس و کنار از تو خوهم
که جز اینم به تو کار دگر است
هوش مصنوعی: من تنها به بوسه و نوازش تو قانع نیستم، زیرا علاوه بر این، کار دیگری با تو دارم.
کاسه و کیسهام از دور فلک
این تهی از می و آن یک ز زر است
هوش مصنوعی: کاسه و کیسه من از گردش دنیا خالی است؛ یکی از شراب و دیگری از طلا.
شمع بزم دگرانی و مرا
ز آتش دل به سر اندر شرر است
هوش مصنوعی: تو نور زندگی و زیبایی دیگران هستی، اما من از درون دلی آتشین، به شدت دچار شعلهور هستم.
گر تو بیدادگری جانا من
دادخواهم ملک دادگر است
هوش مصنوعی: اگر تو ظلم کنی، من برای حق خود مبارزه خواهم کرد، زیرا پادشاهی وجود دارد که عدالت را برقرار میکند.
ملک عادل آن شمس ملوک
که ز انجم سپهش بیشتر است
هوش مصنوعی: سلطنت عادل مانند خورشید است که برتر از همه ستارهها در آسمان میدرخشد.
عدد ذرهٔ خورشید فلک
کمتر از لشکر آن باهنر است
هوش مصنوعی: تعداد ذرات نور خورشید در آسمان کمتر از تعداد لشکر آن زیبایی است.
هر که بر درگه او برد پناه
ایمن از فتنهٔ دور قمر است
هوش مصنوعی: هر کسی که به درگاه او پناه ببرد، از مشکلات و فتنهها در امان خواهد ماند و مانند دور قمر از خطرات دور خواهد بود.
هست آن نخل به بستان جهان
که سخا و کرمش برگ و بر است
هوش مصنوعی: این نخل در تمام عالم وجود دارد که generosity و بزرگواریاش مانند برگ و بارش نمایان است.
آن نهالیست عدویش به زمین
که تهی از بر و برگ و ثمر است
هوش مصنوعی: این جمله به درختی اشاره میکند که در زمین کاشته شده و فاقد هرگونه برگ و میوه است. به نوعی، این تصویرگر حالتی از بیثمری و کمبود است.
در شجاعت به علی میماند
عدل او گویی عدل عمر است
هوش مصنوعی: در شجاعت، علی بینظیر است و عدالت او به قدری برجسته است که انگار مانند عدالت عمر میباشد.
خطر و جاه مر او را باشد
دشمن جاه وی اندر خطر است
هوش مصنوعی: خطر و مقام من در معرض تهدید است، و دشمن نیز به خاطر مقام خود در خطر قرار دارد.
اثر خشم وی و لطف وی است
هر چه در گیتی نفع و ضرر است
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا باعث سود یا زیان میشود، نتیجه خشم یا لطف اوست.
دوستش را به جنان باشد جای
به سقر دشمن او را مقر است
هوش مصنوعی: محبت و دوستی در بهشت برای یار است، اما دشمنان جایی در دوزخ دارند.
آن جهان نیست جحیم او را جای
کاین جهان نیز برایش سقر است
هوش مصنوعی: جهان دیگر برای او جهنم نیست، چرا که این جهان نیز برای او جایی پر از عذاب و رنج است.
گرد آفاق جهان خسرو ما
سال و مه همچو قمر در سفر است
هوش مصنوعی: جهان مانند باغی از زیبایی است و پادشاه ما، همچون ماه، در حال سفر است و در هر لحظه از سال و ماه درخشش خاصی دارد.
عدل او گرد جهان میگردد
اگر او خود به سفر یا حضر است
هوش مصنوعی: عدالت الهی در سراسر جهان جریان دارد، حتی اگر او خودش در سفر یا حالتی دیگر باشد.
مدحش ار چند مطول گویم
باز چون مینگرم مختصر است
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که در وصف او جمله بگویم، باز وقتی به او نگاه میکنم، میبینم که توصیفهایم کم و مختصر است.
مهر آن شاه گزین گر که ترا
آرزوی شرف و جاه و فر است
هوش مصنوعی: اگر به دنبال مقام و بزرگی هستی، باید مهر و محبت آن پادشاه برگزیده را جستجو کنی.
بندهاش باش که در بندگیاش
شاهی گیتی کمتر اثر است
هوش مصنوعی: اگر خود را خدمتگزار او قرار دهی، در حقیقت به مقام والایی دست یافتهای که در دنیا کمتر کسی به آن میرسد.
خطر و جاه اگر میخواهی
خدمتش مایهٔ جاه و خطر است
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به قدرت و مقام برسی، باید برای آن خطراتی را بپذیری و در راه خدمت تلاش کنی.
تا جهان است جهاندار بود
زآن که او خسرو عالیگهر است
هوش مصنوعی: تا زمانی که جهان وجود دارد، فرمانروای آن هم هست؛ زیرا او پادشاهی است از نسل عالی و برجسته.
خسروی در خور بدگوهر نیست
اوست خسرو که به گوهر سمر است
هوش مصنوعی: سلطانی که دارای ویژگیهای نیکو و باارزش نیست، شایسته مقام پادشاهی نیست؛ او همان کسی است که به مانند جواهر سمر، با ارزش و شایسته است.