برگردان به زبان ساده
خطی که گشته به گرد جمال یار عیان
«و ان یکاد» بود از برای چشم بدان
هوش مصنوعی: خطی که به دور زیبایی محبوب پیچیده و نمایان است، به چشم بینده نزدیک میشود که گویی به سامان میآید.
رخش چو آتش و بر وی سپند دانه خال
برای چشم بدست این زمان، همین و همان
هوش مصنوعی: اسبی با لبخند زیبا و چشمهای درخشان، چون شعلههای آتش دیده میشود. بر روی او دانههای سیاه مانند خالهایی قرار دارد که به منظور جلوگیری از چشمزخم بر او گذاشته شده است. در اینجا، همین و آن را میتوان به زیبایی و جذابیت او نسبت داد.
ز چشم و ابروی او زاهدا مشو ایمن
ز ترک مست که دارد به خویشش تیر و کمان
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت چشمان و ابروهای او غافل مشو، ای زاهد! چرا که حتی از دور هم میتوان آثار عشق و تیر و کمان را در وجود او احساس کرد.
مگر ز قامت او شمع، دوش لافی زد
که در مشافهه او را بریده اند زبان
هوش مصنوعی: شاید به خاطر قامت او، شمعی در شب سخن گفت و زبان را در حضور او به زبان آوردند و بریده شد.
تو زاهدا ز می ناب رخ متاب و ببین
نوشته سر می این دم به برگ تاک رزان
هوش مصنوعی: ای زاهد، از می خالص روی خود را برنگردان و بنگر که این لحظه، سرنوشت برگههای تاک چه نوشته است.
کجاست مغبچه می فروش این ساعت
که هست در کف او درد و غصه را درمان
هوش مصنوعی: کجاست دخترک میفروش که در این لحظه، در دست او دارویی برای درد و غم من وجود دارد؟
اگر چه صوفی بیچاره پیر شد اما
هنوز در سر او آرزوی تست جوان
هوش مصنوعی: اگرچه پیرمرد زاهد به سن و سال زیادی رسیده، اما هنوز در دلش آرزوی جوانی تو وجود دارد.