برگردان به زبان ساده
چشمه آب حیات است دهان یارم
از لب چون شکرش کام طمع می دارم
هوش مصنوعی: دهان محبوبم مانند چشمهای است که زندگیبخش است و من از لبانش مانند شکر طعم لذت میبرم و آرزوی تجربه آن را دارم.
در همه کون و مکان غیر تو دلدارم نیست
جان کنم در سر و سودای تو در دل دارم
هوش مصنوعی: در هر جای دنیا که برویم، جز تو کسی را نمیشناسم. تمام وجودم برای توست و تنها تو هستی که در دلم جای داری.
چه روم سوی گلستان و چمن را چه کنم
بی تو در دیده خونبار بود گل خارم
هوش مصنوعی: به کجا بروم، به باغ و چمن؟ بی تو که در قلبم درد و غم وجود دارد، برای من گل مانند خار میشود.
به چمن در نظر گل منشین بی پرده
که ترا در نظر غیر رواکی دارم
هوش مصنوعی: در باغ، در کنار گل نایست، زیرا در نظر دیگران تو را بیملاحظه میدانم.
عاشق زارم و جز دیدن او ای واعظ
به نصیحت که کنی، باد هوا پندارم
هوش مصنوعی: من عاشق و دلسوختهام و جز دیدن معشوقم چیزی برایم مهم نیست. ای واعظ، هر چه نصیحت کنی، برایم بیارزش است و مثل باد هوا به نظر میرسد.
مست این کار مرا قسمت روز ازلی
گر ترا دیده بیناست مکن انکارم
هوش مصنوعی: این کار مرا به حالت غنوده و مستی کشانده است، انگار سرنوشتم از ابتدا این بوده است. اگر تو چشمان بینایی داری، نباید این حقیقت را انکار کنی.
همچو صوفی سر و دستار به می بفروشم
جرعه ای باده به این حیله مگر دست آرم
هوش مصنوعی: مانند یک صوفی، کلاهی بر سر و با لباس خاص به فروش میگذارم تا شاید با یک جرعه شراب، به این روش دست یابم به چیزی که میخواهم.