برگردان به زبان ساده
گر بود با من به صلح و گر به جنگ
رو نگرداند دل از وی هیچ ... نگ
هوش مصنوعی: اگر با من دوست باشد یا دشمن، قلبم هرگز از او روی برنخواهد گرداند.
بعد ازین ناموس را یکسان کنم
راست ناید عشق چون با نام و ننگ
هوش مصنوعی: پس از این، به عشق و محبت نگاه یکسانی خواهم داشت؛ زیرا عشق نمیتواند وجود داشته باشد وقتی که نام و ننگ در میان باشد.
زاهدا دست از من مسکین بشو
طشت من افتاد از بام این درنگ
هوش مصنوعی: ای زاهد، از من بیچاره دست بردار. ظرفم از بام افتاده و تو هنوز درنگ میکنی.
با لب او قند دعوی می کند
کله او را فرو کوبی به سنگ
هوش مصنوعی: لب او شیرین و خوش طعم است و به او میبالد. اما اگر کسی با او درافتد و به او آسیب بزند، به مانند سنگی بر سر او فرود میآید.
بر سر بازار خندان می گذشت
شکر آمد از دهان او به تنگ
هوش مصنوعی: در کنار بازار، شخصی با چهرهای خوشحال و خندان در حال عبور بود که از دهانش بوی شکر به مشام میرسید و همهٔ اطرافیان را جذب خود میکرد.
ای دل اکنون حاضر آن غمزه باش
کز سپر بیرون شود تیر خدنگ
هوش مصنوعی: ای دل، اکنون آماده باش که آن نگاه فریبنده و کشنده به زودی بیرون میآید و به هدفش میزند.
دیده صوفی چو گردد خاک راه
لآله روید از گل او زرد رنگ
هوش مصنوعی: وقتی چشمان یک عارف بی خطر به گرد و غبار راه محبوب بیفتد، از گل او رنگ زردی پیدا میکند.