برگردان به زبان ساده
سحر به میکده یارب چه بانگ بود و خروش
که نی به چنگ کسی بود و خنب می در جوش
هوش مصنوعی: صبح زود در میخانه چه سر و صدا و هیاهویی برقرار بود که هیچ کس به ساز و آواز نپرداخته و نوشیدنی در حال جوشیدن بود.
مغنیان همه سرمست و مطربان رقاص
رسیده تا به ثریا صدای نوشانوش
هوش مصنوعی: خوانندهها و ساززنها همه در شوری و دلخوشی به سر میبرند و صدای خوش و دلربا به گوش میرسد، گویی این شادی و سرور به اوج خود رسیده است.
نشسته پیر خرابات مست لایعقل
صراحی می حمرا گرفته در آغوش
هوش مصنوعی: نفرمودهای در دوری خمر نشسته است، در حالی که کاملاً شور و شوق دارد و به غیر از لذت از می، به چیز دیگری فکر نمیکند. در آغوش او پیالهای پر از شراب سرخ است.
بگفتمش که صبوح است و وقت استغفار
به خنده گفت که گر عاقلی برو خاموش
هوش مصنوعی: به او گفتم که صبح است و زمان مناسب برای طلب آمرزش. او با خنده پاسخ داد که اگر عاقل هستی، بهتر است سکوتم را انتخاب کنی.
چو نیست عاقبت کار هیچ کس معلوم
چه طیلسان تو و چه سبوی باده بدوش
هوش مصنوعی: کار هر کسی در پایان معلوم نیست، بنابراین چه مبارکجامهای بر تن داشته باشی و چه کوزهای پر از شراب بر دوش، در نهایت آیندهی هر فردی نامعلوم است.
ترا که عاقبت کار خاک باید شد
غم جهان چه خوری باده مروق نوش
هوش مصنوعی: تو که در نهایت باید به خاک برگردی، چرا به غم و اندوه دنیا توجه کنی و شراب خوش را ننوشی؟
به رهن باده کن امروز خرقه را صوفی
مرقع ار چه نباشد برو خطا می پوش
هوش مصنوعی: امروز صوفی، لباس خود را به خاطر شراب به رهن بگذار و اگرچه در گذشته اشتباهاتی داشتهای، آنها را نادیده بگیر.