برگردان به زبان ساده
ز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم
که لذتش به همه کاینات نفروشم
هوش مصنوعی: صداهایی خوشایند از آشپزخانه به گوشم رسید که آنچنان لذتبخش بود که حاضر نیستم آن را با هیچ چیزی در دنیا عوض کنم.
بیا که پخته شد اکنون مزعفر و حبشی
ز حد گذشت ز اندازه تا به کی جوشم
هوش مصنوعی: بیا که اکنون زعفران و حبشی به خوبی پخته شدهاند و از حد خود فراتر رفتهاند. تا کی باید من به جوش بیایم؟
ز اشتیاق و تمنای صحنک بغرا
چو قلیه سوخت مرا جان و زار بخروشم
هوش مصنوعی: به خاطر اشتیاق و آرزویی که به دیدن زیباییات دارم، همچون قلیهای که در آتش میسوزد، جانم ز پا درمیآید و شوق و درد در وجودم جاری است.
سرم به مسند روحانیان فرو ناید
چو خوان اطعمه باشد نهاده بر دوشم
هوش مصنوعی: سرم به مقام روحانیان نخواهد رسید زیرا که بار سنگین وظایف و مسئولیتها بر دوشم است.
رباب را چه به چنگ آورم که هست کنون
صدای نغمه سیخ کباب در گوشم
هوش مصنوعی: چرا میتوانم رباب را به دست بگیرم، در حالی که اکنون صدای لذیذ سیخ کباب در گوشم پیچیده است؟
مرا ز کله بریان امید سیری نیست
برو که تا نفسی در تن است می کوشم
هوش مصنوعی: من از کباب دلخواه خود هیچ امیدی ندارم، اما تا زمانی که نفسی در بدنم هست، تلاش میکنم.
شمیم کله بریان نگر که چون صوفی
هزار آه که بر بود طاقت و هوشم
هوش مصنوعی: بوی دلپذیر کباب را ببین که چگونه در دل صوفی هزاران آه و ناله از طاقتش برآمده است و او در عین حال در حالتی مدهوش به سر میبرد.