برگردان به زبان ساده
مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث
کجاست دامن ساقی کزو رسم به غیاث
هوش مصنوعی: من یک انسان خاکی هستم و حالا که اینگونه شدهام، میراث من کجاست؟ دامن ساقی، که از او راه رهایی و نجات میگیرم، چه اندازه میتواند مرا یاری کند؟
مرا ز آدم خاکی چو نان بود میراث
کجاست گرده بریان کزو رسم به غیاث
هوش مصنوعی: من که از خاک آدم هستم، مانند نان، میراثی ندارم. آن گرده نانی که توانایی نجاتم را دارد، کجاست؟
دو یار همدم و یک مسلقی و بریانی
سعادتی است که ثانی شد این طریق ثلاث
هوش مصنوعی: دو دوست که همواره کنار هم هستند و یک دلبسته، نشانهای از خوشبختی است که این راه، راهی سهگانه است.
بود چو حادثه ای این گرسنگی مهلک
به نزد مطبخیان بر، پناه از این احداث
هوش مصنوعی: این گرسنگی شدید مانند یک واقعه ناگوار است و به نزد آشپزها میآید، جایی که میتوان از این مشکل پناه برد.
دمید صور نهاری، چو اشتهار در دهر
عیان شد این همه اموات دعوت از اجداث
هوش مصنوعی: با دمیده شدن صور و فریاد روز قیامت، همه مردگان از قبرهای خود به دعوت برخاستند و این موضوع در جهان به وضوح نمایان شد.
اگر چه در پی نان است روز و شب صوفی
چه باک، از پدر او را رسید این میراث
هوش مصنوعی: صوفی هر روز و شب در جستجوی روزی است، اما نباید نگران باشد زیرا او ارثی از پدرش دارد.