برگردان به زبان ساده
گر ترا روی زمین جمله مسلم گردد
تو مپندار که حرص از دل تو کم گردد
هوش مصنوعی: اگر بر زمین همه انسانها مسلمان شوند، نباید گمان کنی که حرص و طمع از دل تو کم خواهد شد.
گر مرا اطعمه دهر مسلم گردد
اشتهایم عجب ار یک نفسی کم گردد
هوش مصنوعی: اگر روزی روزگار، خوراکم را تأمین کند، جای تعجب نیست اگر یک نفر از شوق و اشتهای من کم شود.
زلبیای عسل این دم چه مرادی به از آن
که در انگشت من خسته چو خاتم گردد
هوش مصنوعی: از لبهای شیرین و عسلین تو چه نیازی دارم، بهتر از این نیست که در انگشت من مانند یک انگشتر خسته و بیروح بماند.
چو شود گرسنه همکاسه مرا بر سر خوان
همه شادی و طرب بر دل من غم گردد
هوش مصنوعی: وقتی که همکاسهام گرسنه میشود، در حالی که در کنار سفره هستیم و همه در حال شادی و جشن هستند، دل من پر از غم میشود.
بجز از نان نبود هیچ دوا گرسنه را
آب حیوان اگرش دارو و مرهم گردد
هوش مصنوعی: جز نان چیزی برای گرسنه مفید نیست؛ حتی اگر آب حیوان مرهم و دوا باشد، برای فرد گرسنه فایدهای ندارد.
مطبخی، یک سر بریان و دو من نان خواهم
تا دل غمزده من ز تو خرم گردد
هوش مصنوعی: من یک میز غذای خوشمزه و دو من نان میخواهم تا دل ناراحت و اندوهگین من با تو شاد و خوشحال شود.
هست اندر دل من آرزوی قلیه پیاز
این کرم هر که کند زود مکرم گردد
هوش مصنوعی: در دل من آرزویی وجود دارد که اگر کسی به من زود لطف کند و محبت کند، به همان اندازه مورد احترام و محبت قرار خواهد گرفت.
مرغ بریان و برنج است هوس صوفی را
بود این بخت به گرد سر او هم گردد
هوش مصنوعی: صوفی به چیزهایی مانند مرغ بریان و برنج علاقمند است و این نشاندهنده این است که سرنوشتش به دور او خواهد چرخید.