برگردان به زبان ساده
نوبهار آمد و از هر طرفی سبزه دمید
بلبل از حجره غم رخت به گلزار کشید
هوش مصنوعی: بهار آمد و در همه جا چمن و سبزه رویید و بلبل از گوشه ی اندوه خود را به باغ و گلزار خوشی و شادابی برد.
تا به بغرای پر از سیر و نخود قلیه رسید
هر که را گشت میسر بود از بخت سعید
هوش مصنوعی: هر کسی که به قلیهای پر از سیر و نخود رسید، نشان از خوششانسی او بود.
به که گویم بجز از مطبخیان این ساعت
شور در جان من است از هوس لحم قدید
هوش مصنوعی: به چه کسی بگویم که در این لحظه، به جز آشپزها، در دل من شوری از هوس گوشت دودی وجود دارد؟
وز پی صحن مزعفر به هواداری قند
طاس دوشاب بسی رفت و به گردش نرسید
هوش مصنوعی: در پی باغی پر از گلهای زرد، بسیاری از شکرها و شیرینیها به خاطر عشق و محبت رفتند، اما نتوانستند به دور هم جمع شوند.
نکند میل دلش جانب گیپا و کدک
هر که لعل لب جان پرور سنبوسه گزید
هوش مصنوعی: شاید دل او به سمت گیپا و کودک تمایل پیدا کند، اما هر کسی که لب لعل و جانپرور سنبوسه را چشیده باشد، دیگر به چیزهای سطحی توجه نمیکند.
سر به بغرا و به ماهیچه فرو کی آرد
آن که روزی نمک قلیه گیپا بچشید
هوش مصنوعی: کسی که طعم نمک قلیه گیپا را یکبار چشیده، هرگز نمیتواند به نرمی و راحتی دل از آن برکند و به راحتی به سراغ چیز دیگری برود.
هیچ آواز به عالم به از آن نیست بدان
که ز مطبخ خبر آید که مزعفر برسید
هوش مصنوعی: هیچ چیزی در جهان بهتر از این نیست که خبر خوشی از آشپزخانه بیاید و بگوید زعفران رسید.
نان و حلوا به سر تربت صوفی بدهید
که به این آرزو از دار جهان رفت و ندید
هوش مصنوعی: نان و حلوایی را بر سر قبر صوفی بگذارید، زیرا او به خاطر این آرزو از زندگی گذشت و هرگز به آن نرسید.