برگردان به زبان ساده
چند گاهی است که دل می کشدم سوی برنج
لله الحمد که دیدم به جهان روی برنج
هوش مصنوعی: مدت زمانی است که دلم به سوی برنج تمایل پیدا کرده است. سپاس خدا را که در این دنیا، چهره برنج را دیدم.
حبشی گشته دعاگوی مزعفر شب و روز
آن سیه چرده بلی هست چو هندوی برنج
هوش مصنوعی: یک شخص سیاهچرده که حبشی شده، در روز و شب برای مزعفر دعا میکند. او واقعاً همانند یک هندی است که برنج دارد.
می زند بر من سودازده روغن چشمک
چون به بازار نگاهی بکنم سوی برنج
هوش مصنوعی: وقتی که به بازار نگاهی میاندازم و برنج را میبینم، اشک و حسرت در چشمانم میرقصد و قلبم را میآزارد.
بر سر سفره بدم همنفس آش حلیم
که پدیدار شد از دور هیاهوی برنج
هوش مصنوعی: کنار سفرهای نشستهام و در کنار دوستانم منتظر غذا هستیم. در همین حین، بوی خوش برنجی که در حال پختن است و صدای آن توجه ما را جلب میکند و احساس شادی و اشتها را در ما بیدار میکند.
گر دهد دست من بی سر و پا را این دم
دو جهان را بکنم وقف به یک موی برنج
هوش مصنوعی: اگر در این لحظه، کسی به من دست بدهد، حتی اگر بیسر و پا باشد، میتوانم به خاطر یک موی او، دو جهان را هدیه دهم.
حاجت پیک اجل نیست که اندر مطبخ
جان دهد صوفی سودا زده از بوی برنج
هوش مصنوعی: نیکوکاران و صوفیان به دلیل بوی خوش برنج نمیتوانند به راحتی از دنیا و مرگ فرار کنند. زندگی در این جهان در دست تقدیر است و هیچ کس نمیتواند به انتخاب خود از آنچه مقدر شده است، دور شود.