برگردان به زبان ساده
گر براند سویم آن شاهسوار چابک
من نثارش کنم این جان گرانمایه سبک
هوش مصنوعی: اگر آن سوار چالاک مرا در هم بشکند، من جان ارزشمندم را بیدریغ به او تقدیم میکنم.
زیروائی که بود گرم و به او نان تنک
مرهم سینه مجروح بود روز خنک
هوش مصنوعی: زنی که در روزهای سرد به او نان خشک داده میشد، در دلش گرمی داشت و مرهمی بر زخمهایش بود.
صحن ماهیچه پر قیمه اگر دست دهد
خرم آن جان گرانمایه که دریافت سبک
هوش مصنوعی: اگر کسی در شرایط سخت و پرمشقت قرار گیرد و بتواند به خوبی از خود محافظت کند، ارزش و اهمیت او دوچندان میشود.
جان کند تازه کنون خربزه ابدالی
زان که شیرین و پر آب است و لطیف و نازک
هوش مصنوعی: اکنون وقت آن است که جان تازهای بگیریم، چون خربزهی ابدالی که شیرین و آبدار و نرم و لطیف است.
بشنو از من سخنی، هر چه بود از تر و خشک
نگذاری به تک سفره که ماند یک جک
هوش مصنوعی: به سخنان من گوش کن، هرچیزی که بود از تر و خشک را به یک سفره نچین که در نهایت چیزی باقی نمیماند.
بر سر سفره چو انواع طعام آید پیش
صوفی خسته بود همچو سوار چابک
هوش مصنوعی: وقتی که انواع غذاها بر سر سفره میآید، عارف خسته و اندیشمند مانند سوارکاری چابک و پرحرکت به نظر میرسد.