برگردان به زبان ساده
خادمه آمد چو گل نوبهار
روی شکفته ز سخنهای یار
هوش مصنوعی: خدمتکار مانند گلی تازه و شکفته در بهار وارد شد و روی او بهخاطر صحبتهای محبوبش به زیبایی درخشید.
گفت جوانا غم دل شد تمام
زآن بت عیار، تو بر خوان سلام
هوش مصنوعی: جوانی گفت که غم و اندوه دل به طور کامل از بین رفته است، به خاطر آن زن زیبا و فریبنده. تو بر سر سفرهٔ سلام و خوش آمدی.
وعده دیدار ازو یافتم
دولت هموار ازو یافتم
هوش مصنوعی: من به ملاقات او امیدوار شدم و از او خوشبختی و راحتی را به دست آوردم.
کار تو از دوست نظامی گرفت
رو مژه را ساز تو از گریه هفت
هوش مصنوعی: کار تو از دوست ظاهری به نظامی نیاز دارد، اما واقعیت این است که مژگان تو همچون ساز موزون، از اندوه و اشک演奏 میکند.
صوفی بیچاره برو شاد باش
از غم هجران دگر آزاد باش
هوش مصنوعی: ای صوفی بیچاره، برو و شاد باش. دیگر از غم جدایی رنج نبر و آزاد باش.