برگردان به زبان ساده
خادمه برخاست به چشم پر آب
رفت به سوی بت عالی جناب
هوش مصنوعی: خدمتگزار با چشمانی پر از اشک به سوی آن بت با مشخصات عالی و زیبا رفت.
عرضه احوال جوان کرد باز
آن سخنان جمله بیان کرد باز
هوش مصنوعی: جوان دوباره حال و احوالش را بیان کرد و تمام سخنانش را بازگو کرد.
گفت بترس از فلک بی وزیر
عاشق سودا زده را دست گیر
هوش مصنوعی: باید از آسمان و سرنوشت بیکسی بترسی، چون در شرایط سخت، دل باخته و دیوانه را یاری نمیکند.
سرمکش از عاشق درویش خود
از کرم او را بنشان پیش خود
هوش مصنوعی: ای دل، به عشق یک درویش نگاهی بینداز و با لطف و بزرگواری او را در کنار خود بنشان.
تا رخ زیبای تو بیند عیان
تازه شود در تن او خسته جان
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو که دیده شود، جان خسته او دوباره به زندگی باز میگردد و تازه میشود.
ورنه زمانی ز برای خدا
همچو مه از دور به او رخ نما
هوش مصنوعی: اگر نه این باشد، زمانی خواهد آمد که در راه خدا مانند ماهی که از دور به او میتابد، به او روی خواهی آورد.
گفت به آن خادمه پر ز مهر
سرو سهی قامت خورشید چهر
هوش مصنوعی: به آن خدمتکار با محبت و زیبا گفتند: تو همچون درخت سرو بلند قامت و چهرهات مانند خورشید تابناک است.
من بنمایم خم ابروی خویش
لیک ورا ره ندهم سوی خویش
هوش مصنوعی: اگرچه ابروی خمیدهام را به تو نشان میدهم، اما اجازه نمیدهم که به سمت من بیایی.
گوی سلامی ز من او را نهان
تا که شود جان و دلش شادمان
هوش مصنوعی: به او پیامی از طرف من برسان که دل و جانش شاد شود و از این موضوع مطلع نشود.