برگردان به زبان ساده
چه شود، زراه وفا اگر
نظری به جانب ما کنی
هوش مصنوعی: چه عیبی دارد اگر با نگاهی محبتآمیز به ما توجه کنی؟
که به کیمیای نظر مگر
مس قلب تیره طلا کنی
هوش مصنوعی: آیا میتوانی با دید خاصی، دل خسته و سیاه را به طلایی گرانبها تبدیل کنی؟
یمن از عقیق تو آیتی
چمن از رُخ تو روایتی
هوش مصنوعی: یمن به خاطر زیباییهای تو نمادی است، و چمن به خاطر چهرهات داستانی دارد.
شکر از لب تو حکایتی
اگرش چو غنچه تو واکنی
هوش مصنوعی: اگر لبانت را باز کنی، شیرینی کلامت داستانی زیبا و شگفتانگیز خواهد بود، همانند غنچهای که شکوفا میشود.
به شکنج طُرّه ی عنبرین
که به مهر چهر تو شد قرین
هوش مصنوعی: به گیسوی خوشبو و زیبای تو که با محبت چهرهات جفت و پیوند خورده است، اشاره دارد.
شب و روز تیره ی این حزین
تو بدل به نور و ضیا کنی
هوش مصنوعی: شب و روز تاریک و غمانگیز تو را به روشنی و زیبایی تبدیل کنی.
بنما، ز پسته تبسّمی
بنما، ز غنچه تکلّمی
هوش مصنوعی: نشان بده، از پسته لبخندی بزن، از غنچه سخنی بگو.
به تکلّمی و تبسّمی
همه دردها تو دوا کنی
هوش مصنوعی: با یک سخن دلنشین و لبخندی بر لب، میتوانی تمام دردها را درمان کنی.
تو مراد من تو نجات من
به حیات من به ممات من
هوش مصنوعی: تو خواسته و آرزوی من هستی، تو راه رهایی من هستی، به زندگی من و به مرگ من وابستهای.
چه زیان کنی چه ضرر، بری
که برآوری و عطا کنی
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که آسیب یا ضرر برسانی، از آن مهمتر این است که اگر چیزی به دیگران بدهی و کمک کنی، ارزش بیشتری دارد.
تو شه سریر ولایتی
تو مه منیر هدایتی
هوش مصنوعی: تو پادشاهی که بر تخت حکومت نشستهای و نور روشنیبخش هدایت برای منی.
چه شود، گهی به عنایتی
نگهی به سوی گدا کنی
هوش مصنوعی: چه اتفاقی میافتد، زمانی که گاهی با لطفی، نگاهی به سوی گدا بیندازی؟
تو چرا، الست بربّکم
نزنی بزن که اگر، زنی
هوش مصنوعی: چرا به یاد خداوند خود نمیافتی؟ اگر خوب توجه کنی و خلوص نیت داشته باشی، به حقیقتی بزرگ دست خواهی یافت.
ازل و ابد همه ذرّه ذرّه
پر از صدای بلا کنی
هوش مصنوعی: از آغاز تا پایان زمان، همه چیز به آرامی پر از صداهای غم و مصیبت است.
ز غمم چرا نکنی رها
و اگر کنی فمتی متی
هوش مصنوعی: چرا از غصهام آزاد نمیشوی؟ و اگر هم آزاد شوی، به چه نتیجهای میرسی؟
که زبطن حوت بسی رها
تو چو یونس بن متی کنی
هوش مصنوعی: تو نیز همچون یونس، از دل مشکلات و سختیها آزاد خواهی شد.
تو شهی شهان همه چاکرت
تو مهی مهان همه بر درت
هوش مصنوعی: تو فرمانروای تمام پادشاهان هستی و من خادم توام. تو ماه در میان دیگران هستی و همه در انتظار دیدن تو هستند.
که شوند قنبر قنبرت
تو قبول اگر، ز وفا کنی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی که دیگران مانند قنبر، خدمتگزار تو باشند و به تو وفادار بمانند، باید خودت هم وفا کنی و نسبت به آنها درست و صادق باشی.
تو به شهر علم نبی دری
تو ز انبیا همه برتری
هوش مصنوعی: تو به شهر علم پیامبر دسترسی داری و از همه پیامبران برتری.
تو غضنفری و تو صفدری
چو میان معرکه جا کنی
هوش مصنوعی: شما مانند یک شیر قوی و نیرومند هستید که در وسط میدان جنگ و نبرد قرار میگیرید.
تو زنی به دوش نبی قدم
فکنی بتان همه از حرم
هوش مصنوعی: شما در مراسمی خاص حضور دارید و در حالی که با یک پیراهن زیبا و نرم قدم میزنید، زیبا رویان همه از دور شما را تماشا میکنند و احساس میکنند که شما از یک مکان مقدس آمدهاید.
حرم از وجود تو محترم
ز صفا صفا تو صفا کنی
هوش مصنوعی: حرم به خاطر وجود تو مقدس و باصفاست و تو میتوانی این صفا را دوچندان کنی.
تو چه صادری تو چه مصدری
تو چه جلوه یی و چه مظهری
هوش مصنوعی: تو چه شکوهمند و چه منبعی هستی، تو چه زیبایی و چه نمایشی از زیبایی.
که هم اوّلی و هم آخری
همه جا تو کار خدا کنی
هوش مصنوعی: هم اوّل و هم آخر، همه جا نشان از کار خداوند وجود دارد.
ز حدوث چتر و علم زنی
قَدم از قِدم به عدم زنی
هوش مصنوعی: به خاطر ظهور چتر و علم، با قدمی که از گذشته داری، به سوی عدم و نیستی گام برمیداری.
ز عدم تو نقش و رقم زنی
و بنای هر دو سرا کنی
هوش مصنوعی: از عدم، تو طرح و طراحی میکنی و ساختمان هر دو دنیا را به وجود میآوری.
من اگر خدای ندانمت
متحیّرم که چه خوانمت
هوش مصنوعی: اگر من خدا را نشناسم، هنوز در حیرتم که چه چیزی را صدا بزنم یا به چه چیزی مراجعه کنم.
که اگر خدای بدانمت
تو بری شوی و ابا کنی
هوش مصنوعی: اگر بدانی که خدا وجود دارد، تو از همه چیز شاد خواهی شد و از هر چیزی دوری میکنی.
تو تمیز مؤمن و کافری
تو قسیم جنّت و آذری
هوش مصنوعی: تو صفات مؤمن و کافر را به خوبی میشناسی و میتوانی کسانی را که به بهشت میروند از کسانی که به جهنم میروند جدا کنی.
که سعید را تو جزا، دهیّ
و عنید را تو جزا کنی
هوش مصنوعی: تو باید به سعید پاداش بدهی و به عنید هم پاداش بدهی.
شب و روز، را تو مقدّری
تو مدبّری تو منوّری
هوش مصنوعی: شب و روز تحت تقدیر و تدبیر تو قرار دارند و تو همواره نور و روشنی بخشی.
که مساء را تو کنی صباح
و صباح را تو مسا کنی
هوش مصنوعی: شب را به صبح تبدیل کنی و صبح را به شب.
به خدا «وفایی» با خطا
همه خوف او بود از بداء
هوش مصنوعی: به خدا وفا کردن با اشتباهات، تمام ترس او از تغییر سرنوشت بود.
که مباد دست رجای او
ز عطای خود تو جدا کنی
هوش مصنوعی: مبادا آرزوی او را به خاطر نعمتهایی که خودت به او عطا کردهای، فراموش کنی و از او دور شوی.
دو جهان شود همه کربلا
ز فغان و ناله چو در عزا
هوش مصنوعی: دو جهان تحت تأثیر غم و فریاد قرار میگیرد و به مانند کربلا میشود، وقتی که در عزای کسی، ناله و گریه بلند میشود.
گذری به عرصه ی نینوا و
بسان نی تو نوا کنی
هوش مصنوعی: به جایی بروی که یادآور رویدادهای بزرگ است و همچون نی، صدای دلنشینی از خود به گوش برسانی.
ز جگر تو نعره ی حیدری
ز غم حسین چو برآوری
هوش مصنوعی: زمانی که از دل تو فریادی چون فریاد حیدر بلند میشود، آن ناله ناشی از غم حسین است.
ز خروش و ناله تو عرش و فرش
تمام کرب و بلا کنی
هوش مصنوعی: صدای تو به قدری تاثیرگذار و دلنشین است که میتواند تمام آسمان و زمین را به زانو درآورد و فضای عزا و غم را پر کند.