برگردان به زبان ساده
وقت آن شد که سر خویش، من از غم شکنم
آهی از دل کشم و حلقهٔ ماتم شکنم
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده که از غم و اندوه خود رها شوم، باید با یک آه عمیق از دل، نگرانیم را خاموش کنم و غم و ناراحتی را پشت سر بگذارم.
گر مراد دل من را ندهد این گردون
همه اوضاع جهان، یکسره در هم شکنم
هوش مصنوعی: اگر این دنیا خواستههای قلب من را برآورده نکند، همه چیز را در هم میریزم و نابود میکنم.
باده از کاس سفالین خورم و از مستی
به یقین جام جهان بین به سر جم شکنم
هوش مصنوعی: من از کاسهای سفالی شرابی مینوشم و از سر مستی، به یقین، جامی که جهان را به من نشان میدهد، به دست جمشید میشکنم.
گر شود رام دمی ساقی و می گیرم از او
ترک عقبی کنم و توبه دمادم شکنم
هوش مصنوعی: اگر لحظهای ساقی آرام شود و می از او بگیرم، دیگر به گذشتهام فکر نمیکنم و پیوسته به توبهام پشت پا میزنم.
شرحی از یوسف گمگشته خود گر بدهم
شهرت گریه یعقوب، مسلّم شکنم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم داستان یوسف گم شده را بازگو کنم، به یقین اشکهای یعقوب را میشکنم و شهرتش را تحت تأثیر قرار میدهم.
سر شوریدهٔ خود، گر بنهم بر زانو
صبر ایّوب، از این شهره به عالم شکنم
هوش مصنوعی: اگر سر و دل آشفتهام را بر زانو بگذارم و صبر ایوب را به خرج دهم، از این درد و رنج که در این دنیا دارم، به طرز شدیدی ناله میزنم و شکایت میکنم.
بارها یار بدیدم به صبوحی میگفت
عزم دارم که ز هجرم قدت از غم شکنم
هوش مصنوعی: بارها در صبحگاهی یارم را دیدم که میگفت تصمیم دارم از درد جداییام رهایی یابم.