برگردان به زبان ساده
شبی به خواب زدم بوسه بر لبش به خیال
هنوز بر لب آن شوخ میزند تبخال
هوش مصنوعی: یک شب در خواب بوسهای بر لب او زدم و هنوز در خیال به یاد آن بوسه تبخال پررنگی از عشق بر لب آن دختر شوخ و بازیگوش میزنم.
ز چاک پیرهن اندام نازکش ماند
چو عکس برگ گل اندر میان آب زلال
هوش مصنوعی: به خاطر چاکهای پیراهن، بدن نازکش مانند تصویری از گل در میان آب زلال باقیمانده است.
بنوش باده که اندر طریقت عشق است
چو شیر مادر، خون حرامزاده حلال
هوش مصنوعی: شراب بنوش که در مسیر عشق، فال نیک و خوشبختی است. مانند شیر مادر که حلال و گواراست، خون حرامزاده نیز پاک و مجاز خواهد بود.
صبا ز روی تو گیرم نقاب بردارد
که راست تاب تماشایت ای بدیع جمال
هوش مصنوعی: باد صبا به من بگوید که چهرهات را نمایان کند، زیرا واقعاً تماشای زیباییات برای من دلپذیر و جالب است.
دو ابروان کمانش بدیدم و گفتم
یقین که اوّل ماه و عیان شدست هلال
هوش مصنوعی: دو ابروی کمانمانندش را دیدم و با خودم گفتم که بیشک، این نشانهای است از آغاز ماه جدید و هلالی که به وضوح نمایان شده است.
نمود تا که بمن رخ ز خویشتن رفتم
نبود صبر چنینم باشتیاق جمال
هوش مصنوعی: وقتی که تو چهرهی خود را به من نشان دادی، من چنان شوق و اشتیاقی برای دیدن زیباییات پیدا کردم که صبرم تمام شد.
اگر ببزم صبوحی شبی رسد قدمش
نثار مقدم او جان دهیم مالامال
هوش مصنوعی: اگر شبی میرسد که بزم و شادی فراهم باشد، در آن لحظه به خاطر آمدن او، جان خود را فدای قدمهایش میکنیم و از سر شوق و محبت، تمام وجودمان را نثار او مینماییم.