برگردان به زبان ساده
شوم من گرچه صید غرقه در خون گشتهٔ ترکش
ندانم ترک او، هر کس که بتواند کند ترکش
هوش مصنوعی: اگرچه من شکار کردهای هستم که در خون غرق شده و از تیرکمان او خبر ندارم، اما هر کس که بتواند، باید تیرکمان او را رها کند.
کشیدی ناز چشمش ای دل آخر ریخت خونت را
بگفتم بارها من با تو، ناز مست کمتر کش
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی چشمان او تو را به شدت تحت تاثیر قرار داده و به خاطر همین ناز و عشوهاش، قلبت را به درد آورده است. من بارها به تو گفتهام که باید کمتر به زیباییهای او دل ببندی و حواست را جمع کنی.
به جایی پا نهاده ست او که خورشید جهان آرا
اگر خواهد تماشایش، بیفتد تاج از ترکش
هوش مصنوعی: او به جایی قدم گذاشته که اگر خورشید جهانآرا بخواهد او را ببیند، باید تاج خود را از سر بردارد.
مصوّر! از چه رو وامانده ای از قد و رخسارش؟
رخش از ماه نیکوتر، قدش از سرو برتر، کش
هوش مصنوعی: ای مصور! چرا از زیبایی و قامت او حیران شدهای؟ چهرهاش از ماه زیباتر و قامتش از سرو بلندتر است.
ز یک تیر نگه از پا در آرد صد چو رستم را
در آرد آن کمان ابرو، اگر یک تیر، از ترکش
هوش مصنوعی: اگر نگاه یک نفر به حدی تاثیرگذار باشد که بتواند کسی را از پا درآورد، حتی اگر آن فرد به قدرت رستم هم باشد، نشاندهنده قدرت و زیبایی آن شخص است. این نگاه میتواند به اندازه یک تیر از کمان ابرو مؤثر باشد.
نداده تا ز غم، گردون دون، بر باد خاکت را
ز آب و خاک تا دانی صبوحی آتش تر کش
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوه، آسمان پست، خاک تو را به باد ندهد. از آب و خاکی که داری بیاموز تا صبح و آتش زندگی را بهتر درک کنی.