برگردان به زبان ساده
نه تنها بندهٔ بالای موزونت صنوبر شد
علم شد، سردوبان شد، نیشکر شد، نخل نوبر شد
هوش مصنوعی: فقط من نیستم که در سایهی زیبایی تو رشد کردهام، بلکه دیگران هم تحت تأثیر تو قرار گرفتهاند و به چیزهای باارزشی تبدیل شدهاند.
نه تنها گل ز نرمی شرمگین شد پیش اندامت
کتان شد، پرنیان شد، حلّه شد، دیبای اخضر شد
هوش مصنوعی: گل به خاطر نرمی و لطافتش در برابر زیبایی تو شرمگین و خجالتزده شد، به طوری که به نوعی پارچههای نرم و با ارزش مانند کتان، پرنیان، حلّه و دیبای سبز تبدیل گردید.
نه تنها شور بر پا شد که دوش از بزم ما رفتی
بلا شد، فتنه شد، آشوب شد، غوغای محشر شد
هوش مصنوعی: با رفتن تو از میکده، تنها شوری به پا نشد، بلکه هرج و مرج و فتنهای به وجود آمد و غوغایی مانند روز قیامت ایجاد شد.
نه تنها یاسمن شد سخرهٔ سیمین بنا گوشت
سمن شد، نسترن شد، لاله شد، نسرین صد پر شد
هوش مصنوعی: در میان گلها، یاسمن به زیبایی و ظرافتی دست یافته که مانند برف سفید و خالص است. دیگر گلها نیز هر کدام به نوعی زیبا و خاص شدهاند؛ گوشت سمن به لطافتش نمایان شده و نسترن، لاله و نسرین نیز به زیبایی و شکوفایی در آمدهاند. در این میان، بسیاری از گلها به طرز شگفتانگیزی شکوفا و پر از زندگی شدهاند.
نه تنها مدّعی شد کامران از زلف پر چینت
صبا شد، شانه شد، مشّاطه شد، عنبرچهٔ زر شد
هوش مصنوعی: کامران فقط ادعا نمیکند، بلکه از زلفهای پرچین و تاب تو، نسیم به وجود آمده، شانهای برای آن شده، آرایشگرش شده و بویی معطر و خوش از آن به وجود آمده است.
نه تنها شد صبوحی از غم هجران تو محزون
فغان شد، ناله شد، خونین جگر شد، دیده تر شد
هوش مصنوعی: نه تنها این که شراب نوشیدن باعث غم و اندوه فراق تو شده است، بلکه فریاد من هم بلند شده و نالهام اثر عمیقی بر دل گذاشته است و چشمانم پر از اشک شده است.