برگردان به زبان ساده
دیده در هجر تو شرمندهٔ احسانم کرد
بس که شبها گهر اشک به دامانم کرد
هوش مصنوعی: چشمم در غم فراق تو شرمنده است از لطفی که به من کرد، چراکه در شبها اشکهایم را مانند مروارید بر دامنم ریخت.
عاشقان دوش ز گیسوی تو دیوانه شدند
حال آشفتهٔ آن جمع پریشانم کرد
هوش مصنوعی: عاشقان دیشب از زیبایی گیسوان تو چنان مجذوب و دیوانه شدند که حال و روز آن گروه را به هم ریخت و دلم را آشفته کرد.
تا که ویران شدم آمد به کفم گنج مراد
خانهٔ سیل غم آباد که ویرانم کرد
هوش مصنوعی: هرچند که ویران شدم و تمام آرزوهایم را از دست دادم، اما به نوعی گنجی در دست دارم که همان آگاهی و تجربههای ناشی از این ویرانی است. در حقیقت، غم و مشکلاتی که به سراغم آمده، باعث ویرانی من شده، اما این ویرانی به من درسی ارزشمند داده است.
شمّهای از گل روی تو به بلبل گفتم
آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد
هوش مصنوعی: یک نشانه از زیبایی چهرهات را به بلبل گفتم، و این کافی بود که حوصلهام را به خاطر عشقورزی و شیداییام نسبت به گلهای باغ بر هم بزند.
داستان شب هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
هوش مصنوعی: در شب جدایی تو، داستانی را با شمع روایت کردم، اما آنقدر شمع سوخت که از حرفهایم پشیمان شدم.