رفته ام از خود ندانم بیقرار کیستم
می تپم در خون شهید انتظار کیستم
گاه خونم می خورد گه خاکمالم می دهد
آسمان گویا نمی داند شکار کیستم
در حساب است از من سرگشته هر جا سرمه ای است
دیده خورشید می داند غبار کیستم
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
رفته ام از خود ندانم بیقرار کیستم
می تپم در خون شهید انتظار کیستم
هوش مصنوعی: من از خودم دور شدهام و نمیدانم که به چه چیزی دچار شدهام. در درونم، مانند یک شهید، نگران و منتظرم که چه اتفاقی خواهد افتاد.