خاکسترم را دود دل ابر بهاری می کند
در عالم یاد رخی آیینه تاری می کند
چشمی که طعن مستیم بر هوشیاری می زند
پنهان چرا در خاطرم پیمانه کاری می کند
یاد فراغت می دهد خاکم به تاراج غبار
آسودگی حشر مرا با بیقراری می کند
اطلاعات
وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خاکسترم را دود دل ابر بهاری می کند
در عالم یاد رخی آیینه تاری می کند
هوش مصنوعی: دود قلب من، خاکسترم را به نسیم دلپذیر بهار تغییر میدهد و یاد چهرهات در دنیا، تاریک و محو میشود.