گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
گداختم که به آیینه ات نفس نرسد
بهار سوختگی را طراوت دگرست
اگر چه گل چمن آرا بود به کس نرسد
به شاهراه وفا نام شکوه کس نشنید
چه شد که ناله به دردسر جرس نرسد
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
گداختم که به آیینه ات نفس نرسد
هوش مصنوعی: من فرار کردم تا هیچکس نتواند به راه تو بیفتد و در عین حال خود را ناپدید کردم تا هیچ نفس و نگاهی نتواند به تو برسد.