برگردان به زبان ساده
یک بوسه سلیمان به لب آصف زد
در وقت وفات
هوش مصنوعی: سلیمان در لحظهی مرگش، یک بوسه به لب آصف زد.
حورا به نظارهٔ نگارم صف زد
یعنی حسنات
هوش مصنوعی: دستگاه الهی به نظاره زیبایی من ایستاده است، یعنی کارهای نیک من.
چون بحر محیط بر کف ما کف زد
از عین صفات
هوش مصنوعی: زمانی که دریا به دور دستهای ما موج میزند، این نشانهای از ویژگیهای خاص آن است.
رضوان به تعجب کف خود بر کف زد
زان آب حیات
هوش مصنوعی: رضوان، نگهبان بهشت، به خاطر آن آب حیات، با شگفتی دستش را به دستانش کوبید.
این لشکر پادشاه عالم صف زد
بیرون جهات
هوش مصنوعی: این سخن بیانگر آن است که سپاهیان پادشاهی بزرگ و معتبر آماده نبرد شدهاند و در اطراف خود صف آرایی کردهاند.
آن خال سیه بدان رخان مطرف زد
از هیأت ذات
هوش مصنوعی: آن خال سیاه که بر چهرهٔ توست، در واقع نشانهای از زیبایی و جذابیت تو است که به چهرهات جلوهای خاص بخشیده و مهر و محبتی بینظیر در آن نهفته است.
در حال شریف خیمهٔ اشرف زد
از بهر ثبات
هوش مصنوعی: در وضعیتی با احترام و والایی، خیمهای به منظور استحکام و پایداری برپا کرد.
ابدال ز بیم چنگ بر مصحف زد
یعنی به صفات
هوش مصنوعی: چند نفر از افراد نیکوکار، به دلیل ترس از سرنوشت و ناگواریهایی که ممکن است برایشان پیش آید، به قرآن و آموزههای آن پناه میبرند و سعی میکنند که با ارتقاء افکار و رفتار خود به صفات نیک دست یابند.