غزل شمارهٔ ۷۷۲
شاه نعمتالله ولی
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۷۷۲
در جهنم خراب می گردد
دیده ها پر ز آب می گردد
آن همه تخت و ملک را بگذاشت
این زمان در سراب می گردد
همچو سر گشته ای به گرما در
روز و شب در عذاب می گردد
سخت مخمور ماند میر قمر
همچنان بی شراب می گردد
رند مستی که یار سید ماست
نیک مست خراب می گردد
غزل شمارهٔ ۷۷۱: به چشم ما جهانی می توان دید
غزل شمارهٔ ۷۷۳: چارپا در پی علف گردد
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
کتابخانهٔ تصوف
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
در جهنم خراب می گردد
دیده ها پر ز آب می گردد
هوش مصنوعی: در جهنم، چشمها به خاطر شدت درد و رنج، پر از اشک و آب میشوند.
آن همه تخت و ملک را بگذاشت
این زمان در سراب می گردد
هوش مصنوعی: همه آن قدرت و اموال را فراموش کرده و اکنون در بیخبری و توهمات میچرخد.
همچو سر گشته ای به گرما در
روز و شب در عذاب می گردد
هوش مصنوعی: مثل سرگردانی هستی که در گرما در طول روز و شب در عذاب و رنج به سر میبرد.
سخت مخمور ماند میر قمر
همچنان بی شراب می گردد
هوش مصنوعی: مرد قمر، به شدت مست است و هنوز هم بدون شراب در حال چرخیدن و حرکت است.
رند مستی که یار سید ماست
نیک مست خراب می گردد
هوش مصنوعی: مستی که رند است و محبوب ماست، به خوبی در مینوشد و مستیاش را شادابتر میکند.