غزل شمارهٔ ۵۹
شاه نعمتالله ولی
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۵۹
همه عالم تو را و او ما را
طلب او کن و بجو ما را
سر زلفش به دست ما افتاد
می نمایند مو به مو ما را
غرق بحریم تا نپنداری
تشنه جویای آب جو ما را
ما خراباتیان سر مستیم
جام می آن تو سبو ما را
نعمت الله رند سرمست است
می کشد باز سو به سو ما را
غزل شمارهٔ ۵۸: ای یار دل یار به دست آر خدا را
غزل شمارهٔ ۶۰: یار من بی یار کی ماند مرا
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
کتابخانهٔ تصوف
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
همه عالم تو را و او ما را
طلب او کن و بجو ما را
هوش مصنوعی: تمام جهان در جستجوی توست و تو باید در پی او باشی تا ما را نیز بیابی.
سر زلفش به دست ما افتاد
می نمایند مو به مو ما را
هوش مصنوعی: موهای سر عشق ما در دستان ما قرار دارد و هر تار آن به روشنی نشاندهندهی وجود ماست.
غرق بحریم تا نپنداری
تشنه جویای آب جو ما را
هوش مصنوعی: غرق در دریا باش تا فکر نکنی که تشنهای و به دنبال آب هستی.
ما خراباتیان سر مستیم
جام می آن تو سبو ما را
هوش مصنوعی: ما افرادی سرمست و شاداب هستیم و از می تو، که در ظرف ما قرار دارد، لذت میبریم.
نعمت الله رند سرمست است
می کشد باز سو به سو ما را
هوش مصنوعی: نیکوکاری به نام نعمت الله به شدت سرمست و شاداب است و ما را به هر سو میکشاند و تحت تاثیر قرار میدهد.