غزل شمارهٔ ۵۷۴
شاه نعمتالله ولی
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۵۷۴
هر که او را به نور او بیند
هر چه بیند همه نکو بیند
آنکه با ما نشست در دریا
عین ما دید و سو به سو بیند
روی غیری ندیده دیدهٔ ما
غیر چون نیست دیده چو بیند
هر که در آینه کند نظری
جان و جانانه روبرو بیند
چشم باریک بین سید ما
رشته یک توست کی دو تو بیند
غزل شمارهٔ ۵۷۳: رند مست از بلا نه اندیشد
غزل شمارهٔ ۵۷۵: نقش خیال عالم عارف به خواب بیند
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
کتابخانهٔ تصوف
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر که او را به نور او بیند
هر چه بیند همه نکو بیند
هوش مصنوعی: هرکس که با چشم روشنایی او را ببیند، هر چیزی که ببیند، زیبا و نیکو خواهد بود.
آنکه با ما نشست در دریا
عین ما دید و سو به سو بیند
هوش مصنوعی: کسی که در کنار ما نشسته، در دریا به همان صورت که ما میبینیم، او نیز میبیند و به هر سو نگاه میکند.
روی غیری ندیده دیدهٔ ما
غیر چون نیست دیده چو بیند
هوش مصنوعی: چشم ما که همیشه به دیدن دیگری عادت دارد، وقتی به غیر از آنچه که میشناسد نگاه میکند، دیگر هیچ چیز را نمیبیند.
هر که در آینه کند نظری
جان و جانانه روبرو بیند
هوش مصنوعی: هر کسی که به آینه نگاه کند، جان و محبوبش را در آن میبیند.
چشم باریک بین سید ما
رشته یک توست کی دو تو بیند
هوش مصنوعی: چشم تیزبین سید ما فقط یک چیز را میبیند؛ چگونه ممکن است دو چیز را ببیند؟