برگردان به زبان ساده
عشق او با جان ما پیوسته شد
زنده آمد دل از آن پیوسته شد
هوش مصنوعی: عشق او به جان ما چنان گره خورده است که دل ما دوباره زنده شده و پر از زندگی گردیده است.
آب چشم ما به گلشن رو نهاد
غنچه گشت و خوش خوشی گلدسته شد
هوش مصنوعی: اشکهای ما بر چهره باغ ریخته شد و باعث شکوفایی گلها گردید و فضای باغ سرشار از زیبایی و نشاط شد.
عشق سرمست است و می گوید سرود
عقل مخمور است از آن دل خسته شد
هوش مصنوعی: عشق در حال شادمانی است و میگوید که آدم عاقل به خاطر دل شکستهاش، دیگر نمیتواند به درستی فکر کند.
مرغ دل در دام زلف او فتاد
سر نهاد و مو به مو پابسته شد
هوش مصنوعی: پرنده قلب من در دام زلف او گرفتار شد و سرش را گذاشت و به هر رشته موی او وابسته گردید.
تا به او پیوست جان من تمام
از همه کون و مکان خوش رسته شد
هوش مصنوعی: تا زمانی که به او وصل شدم، تمام وجودم از همه چیزهای دنیایی آزاد و خوشحال شد.
در دل من غیر او را راه نیست
خانهٔ خالی ورا در بسته شد
هوش مصنوعی: در دل من جای دیگری وجود ندارد؛ خانهام خالی شده و در آن بسته است.
نعمت الله عاشقانه جان بداد
رند سرمست از جهان وارسته شد
هوش مصنوعی: نعمت الله با عشق جان خود را فدای زیبایی کرد و این رند خوشگذران از دنیا رهایی یافت.