برگردان به زبان ساده
چشم مستش گوشه ای از ما گرفت
گوئیا از ما عنایت وا گرفت
هوش مصنوعی: چشم زیبای او در یک لحظه توجهی از ما جلب کرد، گویی از ما رحمتی به سرقت برد.
عارفانه خلوتی خالی گزید
کنج خلوتخانهٔ تنها گرفت
هوش مصنوعی: شخصی عارف به گوشهای خلوت و آرام پناه برد و در تنهایی خود به تفکر و contemplation پرداخت.
دل ز هجرش گر بنالد گو بنال
دیگران را کی بود بر ما گرفت
هوش مصنوعی: اگر دل از دوری او شکایت کند، بگذار دیگران نیز شکایت کنند، چه کسی در این حال به ما توجهی خواهد کرد؟
بر امید وصل او جان عزیز
رفت و بر خاک درش مأوا گرفت
هوش مصنوعی: روح نازنینش با امید رسیدن به وصال محبوب پر کشید و در کنار درگاه او سکونت گزید.
آب چشم ما به هر سو شد روان
سو به سوی ما همه دریا گرفت
هوش مصنوعی: چشمهای ما از گریه پر شده و اشکهایمان به هر طرف سرازیر شده است، در حالی که همه جا به سمت ما دریایی از غم و ناراحتی ایجاد شده است.
در بلای عشق او افتاد دل
زان بلا این کار ما بالا گرفت
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر عشق او گرفتار بلایی شد که این وضعیت به ما رسید.
نعمة الله رفت از عالم ولی
درگه یکتای بی همتا گرفت
هوش مصنوعی: نعمت خدا از دنیا رفته است، اما درگاه یکتای بیهمتا همچنان باقی مانده است.