غزل شمارهٔ ۲۷۶
شاه نعمتالله ولی
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۲۷۶
عقل از ما کنار کرد و برفت
گو برو زانکه در میان عشق است
عشق بخشد حیات جاویدان
حاصل عمر جاودان عشق است
عالم از نور عشق شد روشن
نظری کن که این و آن عشق است
دل عاقل به عقل مشغول است
مونس جان عاشقان عشق است
خوش بهشتی است مجلس سید
در چنین جنتی چنان عشق است
غزل شمارهٔ ۲۷۵: همه عالم تن است و جان عشق است
غزل شمارهٔ ۲۷۷: شهر دل در ولایت عشق است
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
کتابخانهٔ تصوف
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
عقل از ما کنار کرد و برفت
گو برو زانکه در میان عشق است
هوش مصنوعی: عقل از ما دور شد و رفت، چون در عشق جا دارد که عقل در آن جایی ندارد.
عشق بخشد حیات جاویدان
حاصل عمر جاودان عشق است
هوش مصنوعی: عشق، زندگی ابدی به ما میدهد و حاصل عمر همیشهمان، عشق است.
عالم از نور عشق شد روشن
نظری کن که این و آن عشق است
هوش مصنوعی: جهان به برکت عشق روشن شده است. نگاهی بینداز و ببین که چه چیزی عشق است و چه چیزی غیر از آن.
دل عاقل به عقل مشغول است
مونس جان عاشقان عشق است
هوش مصنوعی: دل آگاه به فکرهای خود مشغول است، اما دوست و همدم روح عاشقان، عشق است.
خوش بهشتی است مجلس سید
در چنین جنتی چنان عشق است
هوش مصنوعی: مجلس سید در این محیط دلنشین شبیه به بهشت است، زیرا عشق در آن وجود دارد.