برگردان به زبان ساده
نور رویش آفتابی دیگر است
سایهٔ او ماهتابی دیگر است
هوش مصنوعی: روشنی چهرهاش مانند آفتاب است و سایهاش مانند نور ماه میدرخشد.
زلف او درتاب رفت از دست دل
تاب او را پیچ و تابی دیگر است
هوش مصنوعی: موهای او به قدری زیباست که دل من را به تابی دیگر واداشته است و حسادت میکند به زیبایی آن.
گفتمش جان و دل جانان توئی
گفت آری این جوابی دیگر است
هوش مصنوعی: به او گفتم که تو جان و دل من هستی و او پاسخ داد که بله، اما این یک پاسخ متفاوت است.
نقش می بندم خیالش را به خواب
خوش بود این خواب خوابی دیگر است
هوش مصنوعی: من در خواب خوش خیال او را میسازم، اما این خواب، خواب دیگری را به همراه دارد.
جرعهٔ جام شراب ما بنوش
تا بدانی کاین شرابی دیگر است
هوش مصنوعی: نوشیدن جرعهای از شراب ما را تجربه کن تا بفهمی که این شراب، نوعی دیگر است.
ای که می گوئی حجاب من نماند
این نماندن هم حجابی دیگر است
هوش مصنوعی: تو که میگویی دیگر حجاب و پوششی برای من وجود ندارد، باید بدانی که این "نداشتن" هم خودش نوعی حجاب و مانع است.
جام پر آبست نزد ما حباب
جام ما آب و حبابی دیگر است
هوش مصنوعی: جامی که ما داریم پر از آب است و در آن حبابی وجود دارد. اما جام دیگری که از آن صحبت میکنیم، آب و حبابهای متفاوتی دارد.
سید ما تا غلام عشق اوست
در جهان عالیجنابی دیگر است
هوش مصنوعی: سید ما تا زمانی که بنده عشق اوست، در این دنیا به مقام و روحانی بالاتری دست مییابد.