برگردان به زبان ساده
دوای درد دل ای یار دردست
بحمدالله که ما داریم در دست
هوش مصنوعی: ای دوست، خوشبختانه ما در دست داریم علاج غم و اندوه خود را.
بیا و دُردی دردش بماده
که صاف عاشقانش دُرد دردست
هوش مصنوعی: بیایید و دردی بیاورید که لطیف است و مخصوص عاشقان، زیرا این درد به صفای آنها میافزاید.
دلی کو کشتهٔ عشق است زنده است
کسی کو مردهٔ دردست مرده است
هوش مصنوعی: دل کسی که به عشق آسیب دیده زنده است، اما آن کس که به درد گرفتار آمده، درواقع مرده به شمار میآید.
بدادم دین و دل دردش خریدم
چنین سودی بدین مایه که کرده است
هوش مصنوعی: من دین و دل خود را فدای عشق او کردم و حالا به خاطر این انتخاب، به این درد و رنج دچار شدهام. چنین فدای بزرگ، به همین مقدار ارزش نداشت.
مرا مهری است در خاطر که خورشید
بگرد سایهٔ چترش چه گرد است
هوش مصنوعی: من در ذهنم محبتی دارم مانند خورشیدی که سایهاش زیر چترش چرخ میزند.
اگر دردم نمی دانی نظر کن
سرشک سرخ بین و رخ که زرد است
هوش مصنوعی: اگر از درد من خبر نداری، به اشکهای قرمز من نگاه کن و به صورتم که رنگش زرد شده است.
کسی داند شفای درد سید
که جامی از شراب درد خورده است
هوش مصنوعی: کسی میتواند از درمان درد سید آگاه باشد که خود تجربهی تلخی آن را چشیده باشد.