غزل شمارهٔ ۱۲۹۸
شاه نعمتالله ولی
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۱۲۹۸
با همه این سخن توان گفتن
دُر معنی چنین توان سفتن
گر مجالی شود به دیده و سر
خاک درگاه او توان رفتن
بر در می فروش ای رندان
عاشقانه خوشی توان خفتن
هر چه سلطان عشق فرماید
کی تواند کسی چنان گفتن
سید از حق چو این سخن گوید
نتوان آن حدیث بنهفتتن
غزل شمارهٔ ۱۲۹۷: فرصت غنیمتست غنیمت رها مکن
غزل شمارهٔ ۱۲۹۹: خادم او را سزد اقلیم شاهی یافتن
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
کتابخانهٔ تصوف
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
با همه این سخن توان گفتن
دُر معنی چنین توان سفتن
هوش مصنوعی: با وجود همه این حرفها، میتوان به راحتی حقیقتی عمیق و ارزشمند را بیان کرد.
گر مجالی شود به دیده و سر
خاک درگاه او توان رفتن
هوش مصنوعی: اگر فرصتی پیش بیاید، میتوان به دیدن و زیارت مقام او رفت.
بر در می فروش ای رندان
عاشقانه خوشی توان خفتن
هوش مصنوعی: ای دوستان عاشق، در کنار درِ شرابفروشی خوش بگذرانید و از زندگی لذت ببرید.
هر چه سلطان عشق فرماید
کی تواند کسی چنان گفتن
هوش مصنوعی: هر چه عشق بخواهد، هیچکس نمیتواند به اندازهای که او میخواهد سخن بگوید.
سید از حق چو این سخن گوید
نتوان آن حدیث بنهفتتن
هوش مصنوعی: وقتی سید به حق اینگونه سخن میگوید، نمیتوان داستانی را که در دل نهفته است، بیان کرد.