برگردان به زبان ساده
تا بر گل تو جعد گرهگیر بستهاند
در گردنم ز زلف تو زنجیر بستهاند
هوش مصنوعی: تا زمانی که بر گلهای تو گرههای زیبا زدهاند، در گردنم زنجیری از زلفهای تو آویختهاند.
از تنگنای عشق تو جستن ره خلاص
مشکل توان، که رخنه تدبیر بستهاند
هوش مصنوعی: رفتن به سوی آزادی از وادی عشق تو کار آسانی نیست، زیرا همه تدابیر و راهها مسدود شدهاند.
قومی که میدهند نشان از تو، غافلند
کاهل وقوف را دم تقریر بستهاند
هوش مصنوعی: گروهی که نشانهای از تو را میدهند، از حقیقت غافلند و کسی که کمکاری میکند از فهم و درک بازمانده است.
مِنبعد، ما و ناله و فریاد چون جرس
زین همرهان که بار به شبگیر بستهاند
هوش مصنوعی: پس از این، ما با ناله و فریاد مانند زنگ صبحگاهی در این همراهان که بارشان را به هنگام شب بستهاند، خواهیم بود.
شاهی به دام زلف تو زان رو اسیر ماند
کش دست و پا به رشته تقدیر بستهاند
هوش مصنوعی: یک پادشاه به خاطر زیباییهای موی تو گرفتار شده است، زیرا که او در چنگ تقدیر و سرنوشتش گیر افتاده و نمیتواند از این وضعیت رهایی یابد.