برگردان به زبان ساده
دوش از رخ تو بزم گدایان چراغ داشت
وز دیدن تو دیده گلستان و باغ داشت
هوش مصنوعی: شب گذشته، در محافل گدایان، نور و روشنی از چهره تو ساطع میشد و به واسطه دیدن تو، چشمانم مانند گلستان و باغ شاداب بود.
هر جلوهای که شاهد مه داشت بر فلک
دل با فروغ روی تو زانها فراغ داشت
هوش مصنوعی: هر زیبایی که در آسمان وجود داشت، به خاطر درخشندگی چهره تو دل از آنها راضی و بینیاز بود.
با شام طره تو نهان بود کار دل
آن روی دلفروز مرا با چراغ داشت
هوش مصنوعی: دل من به خاطر سحر و زیبایی موی تو در شب پنهان است و با چراغی که همراه دارم، به دنبال چهره دلربای تو هستم.
چون سبزه و گلست ز هجرت بخاک و خون
آن دل که ذوق سبزه و گل در دماغ داشت
هوش مصنوعی: چون دل کسی که عشق به طبیعت و زیباییهایش دارد، با ترک وطن و غمهای حاصل از آن پر شده، مانند سبزه و گل، زنده و شاداب نیست.
چون لاله چاک شد دل شاهی ز سوز عشق
کز گلشن زمانه بسی درد و داغ داشت
هوش مصنوعی: نفسنوازی عشق در دل شاهی مانند گل لالهای است که شکافته شده است. این عشق از غم و اندوههای بسیاری که در زندگی تجربه کرده، ناشی میشود.