برگردان به زبان ساده
چشم ستمگرت که بخون در کمین نشست
تیغی کشیده، در ره مردان دین نشست
هوش مصنوعی: چشمان ستمگر تو که در کمین نشستهاند، همچون تیغی آماده به هجمه، در مسیر مردان دیندار نشستهاند.
با روی آتشین چو گذشتی ببوستان
گل را ز انفعال، عرق بر جبین نشست
هوش مصنوعی: وقتی با چهرهای آتشین و پرشور از کنار باغ گل عبور کردی، گلها به خاطر شدت احساساتت، غرق در عرق و عواطف شدند.
سرو سهی که خاسته بود از چمن بناز
چون دید شکل قد ترا، بر زمین نشست
هوش مصنوعی: سرو بلند و زیبا که از چمن سر بلند کرده بود و خود را به نمایش گذاشته بود، وقتی قد و قامت تو را دید، به خاطر زیباییات بر زمین نشست.
چون لاله داغدار، جهانی ز خط یار
کان سبزه بر کنار گل و یاسمین نشست
هوش مصنوعی: همچون لالهای که غمگین و داغدار است، جهانی را در اثر عشق معشوق، که سبزه در کنار گل و یاسمن نشسته، حس میکند.
در خون نشست شاهی مسکین ز عشق تو
بیچاره چونکه با تو نشست، اینچنین نشست
هوش مصنوعی: یک پادشاه رنجور و بیچاره به خاطر عشق تو، در حالتی غمانگیز و نابودکننده فرو رفته است، چرا که وقتی نزدیک تو قرار گرفت، دچار این وضعیت شد.