برگردان به زبان ساده
چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
هزار فتنه بقصد دل از کمین برخاست
هوش مصنوعی: زمانی که سبزهات از برگهای یاسمین سبز شد، هزاران مشکل و فتنه با نیت حمله به قلبت آماده شدند.
دلم خیال دهانت چو در ضمیر آورد
خروش بیخودی از عقل خرده بین برخاست
هوش مصنوعی: دل من وقتی به یاد لبهایت میافتد، به شدت ناآرام میشود و صدای درونم به گوش میرسد. این احساسات باعث میشود که عقل و دانش من از جمعآوری جزئیات باز بمانند.
چو غنچه روی نمود از نقاب زنگاری
ز بلبلان چمن ناله حزین برخاست
هوش مصنوعی: زمانی که غنچه به وسیلهی رنگ زنگاری خود نمایان میشود، صدای دلتنگ بلبلان در باغ بلند میشود.
بدور چشم تو بیمار شد چنان نرگس
که تکیه زد بعصا و آنگه از زمین برخاست
هوش مصنوعی: بیمار شدم و حالتی پیدا کردم که مثل نرگسی که به عصا تکیه کرده است، به آرامی از زمین بلند شدم.
چو مطرب از سخن شاهی این غزل برخواند
ز ساکنان فلک بانگ آفرین برخاست
هوش مصنوعی: زمانی که مطرب غزلی از زبان شاه خواند، صدای تحسین و ستایش از ساکنان آسمان بلند شد.