برگردان به زبان ساده
زلف تو در کمند جنون میکشد مرا
خوشخوش به کوی عشق درون میکشد مرا
هوش مصنوعی: موهای تو مرا با خود میکشند و در آغوش جنون میبرند، خوشحال و سرمست به کوی عشق میکشانندم.
هرجا که میگریزم از این فتنه، ناگهان
عشقت عنان گرفته برون میکشد مرا
هوش مصنوعی: هر جا که از این مشکل و آشفتگی فرار میکنم، ناگهان عشق تو مرا به سمت خود میکشد.
من دل نمیدهم به لب و چشم او، که یار
گاه از فسانه گه به فسون میکشد مرا
هوش مصنوعی: من به لب و چشم او دل نمیسپارم، چون گاهی یار با سخنان فریبنده و جادوییاش مرا به سوی خود میکشاند.
بر خاک آستان تو گریم به خون دل
چون خاک میدواند و خون میکشد مرا
هوش مصنوعی: من بر سر خاک آستان تو با دلدرد و اشک میگریم، چون خاکی که به دلشوره میخورد و من را با خود میکشد.
شاهی به کوی عشق مکن بعد از این قرار
کاین دل به گوشههای جنون میکشد مرا
هوش مصنوعی: ای پادشاه، دیگر در کوی عشق تصمیم نگیر، چرا که دل من مرا به گوشههای دیوانگی میبرد.