برگردان به زبان ساده
تا به تیغ ستم اندر دل من چاک انداخت
آه سوزنده من شعله در افلاک انداخت
هوش مصنوعی: تا زمانی که با ظلم و ستم به قلب من آسیب زدند، آهی که کشیدم، آتش و شعلهای در آسمانها افکند.
هر خدنگی که بزد بر دل پر درد مرا
کشته سرو روان سایه براین چاک انداخت
هوش مصنوعی: هر تیر یا آسیبی که به دل پر درد من برخورد کرده، مانند سایهای از درخت سرو بر زخمها و دردهای من افتاده است.
مکشم از جگر خسته من پیکان را
کز سر ناز از آن غمزه بی باک انداخت
هوش مصنوعی: من از دل خستهام تیر عشق را میکشم، زیرا او با ناز و بیخیالی، آن نگاه دلربا را به سمت من انداخت.
خانه مردم چشمم همگی ویران شد
بس که غم سیل در آن خانه غمناک انداخت
هوش مصنوعی: عطش عمیق غم باعث ویرانی خانههای مردم چشمم شد، به طوری که این احساس تلخ همچون سیلی پرقدرت، همه جا را تحت تأثیر قرار داد.
شاهدی عقل و خرد را همگی درهم کرد
آتش عشق تو چون شعله در ادراک انداخت
هوش مصنوعی: عاشق تو به قدری تأثیرگذار است که عقل و فهم را به هم میریزد و آتش عشقات مانند شعلهای در درک و شناخت انسان روشنایی میبخشد.